سرآغاز کار نام خداست
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦  

به نام خدا

بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم که کدوم یکی از این وبلاگ های فارسی رو انتخاب کنم،اسمشو چی بذارم،چه شکلی باشه،مقدمش چی باشه و هزار و یک چیزه دیگه.... تصمیم خودمو گرفتم و کارمو کردم.

بالاخره دیر یا زود باید یه وبلاگ درست می کردم.اینجوری نمی شد.یه عالمه حرف تو دلم هست که باید بیاد رو صفحه.

نمی خوام بگم حرف جالب و قابل توجهی دارما،نه!! فقط احساس می کنم اینجوری حداقل خود آدم خالی می شه!! خدا رو چی دیدی شایدم الکی الکی یه چیز درست و حسابی واسه خودمون شدیم!!چشمک

بهرحال امیدوارم تا آخر آخرش باشم و بتونم تو این عرصه (حداقل تو این عرصه!!)موفق شم.لبخند

به قول بعضی ها.......فعلاً!!

 


کلمات کلیدی: