لحظه ها
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٧  

لحظه‌ها رو با تو بودن
در نگاه تو شکفتن

حس عشق رو در تو دیدن
مثل رویای تو خوابه


با تو رفتن
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن

تا همیشه تورو خواستن
مثل تشنگی آبه



اگه چشمات من رو می‌خواست
تو نگاه تو میمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات می‌سپردم

اگه اسمم رو می‌خوندی
دیگه از یاد نمی‌بردم

اگه با من تو می‌موندی
همه دنیا رو می‌بردم

بی تو اما سرسپردن
بی تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن
بی تو خوب من محاله

بی تو حتی زنده موندن
بی هدف نفس کشیدن

تا ابد تورو ندیدن
واسه من رنج و عذابه

اگه چشمات من رو می‌خواست
تو نگاه تو میمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات می‌سپردم

اگه اسمم رو می‌خوندی
دیگه از یاد نمی‌بردم

اگه با من تو می‌موندی
همه دنیا رو می‌بردم



توی آسمون عشقم
غیر تو پرنده‌ای نیست

روی خاموشی لبهام
جز تو اسم دیگه‌ای نیست

توی قلب من عزیزم
هیچ کسی جایی نداره

دل عاشقم بجز تو
هیچ کسی رو دوست نداره

اگه چشمات من رو می‌خواست
تو نگاه تو میمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات می‌سپردم

اگه اسمم رو می‌خوندی
دیگه از یاد نمی‌بردم

اگه با من تو می‌موندی
همه دنیارو می‌بردم

لحظه‌هارو با تو بودن
لحظه‌هارو با تو بودن

 


کلمات کلیدی: