معرفی کتاب
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠  

نام کتاب: سلطانه

نویسنده: کالین فالکنر

 

کتابی که امروز معرفی می کنم یک کتاب فوق العاده هست.واقعاً یک شاهکار، شاید این بار نه از جانب نویسنده، بلکه بیشتر به خاطر تاریخ و اسرار و رموز نهفته در اون.

یک کم طولانیه،ولی به خوندنش می ارزه. 

در قرن شانزدهم، هنگامی که امپراتوری عثمانی در اوج قدرت است، و سلطان سلیمان خان قانونی بر سه قاره و هفت اقلیم حکمرانی می کند، در پشت درهای بسته و دیوارهای بلند توپقاقو سرای 300 کنیز در بزرگترین حرمسرای امپراتوری، جدا از دنیای بیرون روزگار می گذرانند، در این جهان بسته، زندگی بر اساس قوانین خاص و مستقلی می گذرد، در این ((گودال مار)) زندگی با نفرت و کینه توزی، توطئه چینی و مبارزه بر سر قدرت عجین است.

هنگامی که ((خرّم)) را که یک دختر تاتار رومی است به حرمسرا می آورند، زندگی عادی و روزمره حرمسرا به یکباره دگرگون می شود، این زن خیره سر و عصیان گر، حاضر نیست مانند دیگران به سرنوشت خود به مثابه کنیز حرمسرا تن در دهد و به قوانین جاری تمکین کند. او با تمام قوا و با اراده ای آهنین می کوشد تا خود را به مرکز قدرت، یعنی به کنار سلطان سلیمان برساند. و در این مسیر برای رسیدن به هدف خود به هر وسیله ای متشبث می شود.

((خرّم)) با مهارت تمام، خود را در قلب سلیمان جا می کند، توطئه می چیند و هر صدای مخالفی را در گلو خفه می کند. و سرانجام سوگلی خاص سلطان می شود و از محبت و اعتماد کامل وی برخوردار می گردد. قدرت سیاسی ((خرّم)) در مقابل معتمد سلطان روز به روز بیشتر می شود و او با هوش سرشار و بی رحمی و قساوت خود، به زودی در جهانی که تا آن روز دنیای ویژه مردان محسوب می شد و زنان را به آن راهی نبود، به قدرت و نفوذ بی نظیری می رسد.

و سرانجام پس از اعدام دلخراش ابراهیم پاشا، وزیر اعظم سلطان، تمام راه ها برای اجرای منویات واقعی او باز می شود ... زیرا که ((خرّم)) اراده کرده است نخستین ((سلطانه)) دربار عثمانی در تاریخ سیصد ساله این امپراتوری شود ...