خدایا ...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧  

وقتی دردت یکی دو تا نیست،

می خواهی از "این" بنویسی،

اما وجود "آن" آنقدر آزارت میدهد که "این" را به کل فراموش می کنی...

.......................................................................

پ.ن: امشب برای اولین بار، با تمام وجود، این عبارت رو که "تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد" ، حس کردم...

فقط "دعا" کنید...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
تفأل...
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸  

هر کی دوست داشت، نیت کنه، بعد بره "ادامه مطلب"...

یا علی


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،حافظ
مگه میذاره دلتنگی- مگه گریه امون میده...
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳  

دلم می خواهد صحن گنبد طلای حرم امام رضا(ع) را...

 

می خواهم با اشک هایم حیاطش را بشویم...

آنقدر اشک که دیگر چشمانم خشک شود...

و آنگاه ناله سر دهم...

آنقدر که تمام کبوترهای حرم گِردَم جمع شوند...

و آنگاه...

همه چیز تمام شود...


کلمات کلیدی: عکس ،شعر و جمله های قشنگ
لحظه ها همیشه خواستن... همیشه خـــــــَـــــــستَن...
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٧  

و من از نوشتن لبریز...

و افسوس آنگاه که می آیم تا ذره ای از ذرّاتم تهی شود...

سکوت ، سکــــ ـ ـ ـ ـــــوت ، و باز هـــــــــــــــــــــــــــــم...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس
بدون شرح...
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦  

چه آسون دل ندادی به

دلی که پای تو گیره...

که از این بدترَم بِشِه

واسه تو ، نفـــــــــــــــــــــــــسش میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره....


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
عنوان چیه حال دارید؟؟!!!
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  

تـــــــَــــنگ ِ تَنـــــــــــــــگ ِ تَنگـــــــــــ ـــــــــ ـــــــــ ــــــ

آنقدر که تصور نـــَــــخواهد شد...

کجای کاری؟؟!!! تازه این اولــــــــــــــــــــ راه است....

راهی که خواستی یا نخواستی، خودتــــــــــــــــــــــــــــــــ انتخاب کردی، پس بیخود حرف نزن......

اگر مفهومش روشن نبـــــــــــــــــــــــــــــــود، الان بیشتر از روشنی ِ ماه شب چهارده در آســــــــ ـــــــــــــــــــــ ـــــــــــمان کویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر ، روشن است و واضح...

اگر جای آن ماه هم بود، حداقـــ ـ ـــــ ـــــــــــــــــ ــ ـــ ـــــــل نیمه ی هر ماه ، سرش را بلند می کرد رو به او....


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
وصف دل...
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۱  

چشم براه

روزها رفت و نیاورد کس از تو خبری

نه پرستو نه کبوتر و نه پیغام بری

 

به امیدی که رساند به من از توخبری

چشم و دل دوخته ام بر لب هر رهگذری

چه بگویم که پس از تو چه فراوان خوردم

غم دلها، که نخوردی و از آن، بی خبری

 

سر به زیرم نه از آنروی که افتاده شدم

بل از آنروی که از ّرد تو جویم اثری

 

مانده ام چشم براه تو در آغوش خزان

تا مگر باد رساند به من از تو خبری

 

در هراسم پس ازین فاصله، وصلی نبرم

نبرم عاقبت از صبر و سکوتم ثمری

 

با دلم عهد نبستم که ز یادت ببرم

تو چنان باش که این نکته ز یادت نبری

عمیدرضا مشایخی

==============

 

http://amidmashayekhi.blogfa.com/

(احساس کردم کسی اومده و از زبان من این شعر رو گفته... کلمه به کلمه اش رو...)

 

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
دانلود آهنگی از "خواجه امیری"
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧  

این آهنگی که براتون میذارم، دیریست شب و روز و لحظه لحظه ی منو تسخیر کرده...

امیدوارم شما هم لذت ببرید.

http://www.4shared.com/audio/oC6NV2aN/05___TRA.html


سلامی به او که "انگیزه ی زندگی" بود و هست...
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱  

(تا اطلاع ثانوی، مطلب اول خواهد بود...)

سلام. این سلام خطاب به توست، خود ِ خودت، نمی دانم حالا که رو در رو داری می خوانی(هه ! چه خوش خیال!! مگر میایی تا بخوانی؟؟!!)، آیا باید "تو" خطابت کنم یا "شما"؟

ولی همانگونه خطاب می کنم که تاحالا در دلم صدایت می کردم...

فکر می کنم شاید از آخرین کاری که کردم  زیاد خشنود نباشی... اما اگر سکوت را بشکنی و با من حرف بزنی، خواهی فهمید که من ... ، من قصدی نداشتم جز...

باور کن می خواستم با خودت حرف بزنم، اما نشد...

ترسیدم، از عکس العمل تو، از قداستی که برای خود ساخته ام...

بگذریم از اینکه باز پشیمانم از نیامدنم...

دوست داشتم می فهمیدی هدفم چیست... که هدفم تحمیل نیست...

نمی دانم آیا آن تکه کاغذ هرگز بدست رسید، یا نه...

نمی دانم در آن هنگام چه حالی شدی...

فقط دعا می کنم... دعا می کنم که اگر مصلحت هست، بیایی و بخوانی...

و مرا از آمدنت باخبر کنی...

و بگذاری بگویم دلیل این همه ....

 

 


بیا...
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧  

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچکس! هیچکس اینجا به تو مانند نشد... 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم...
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩  

این شعر به نظرم از اون اشعار ِ تک اومد...

گفتم بذارم شما هم لذت ببرید:

بعد دیدار تو

تو مثل راز پاییزی ومن رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پراز رازی و زیبایی

ومن در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی ، آبی وآرام وبی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف

ومن درآرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

تو دنیای منی بی انتها وساکت وسر شار

ومن تنها دراین دنیای دوراز غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور ونامعلوم

ومن درحسرت دیدار چشمت رو به پایانم

تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر ها

ومن هم یک کبوتر تشنه  باران درمانم

بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من

ببین با تو چه روئیایی ست رنگ شوق چشمانم

شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم

هنوز ازعطر دستانت پراز شوق است دستانم

تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد

ومن خواب ترا می بینم ولبخند پنهانم

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد

ومن مرغی که ازعشقت فقط بی تاب وحیرانم

تو می آیی ومن گل می دهم درسایه چشمت

وبعد ازتو منم با غصه های قلب سوزانم

تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد

ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم

شبست ونغمه مهتاب ومرغان سفر کرده

وشاید یک مه کمرنگ ازشعری که می خوانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد

که تو یک شب بگویی ، دوستم داری تو ، می دانم

غروب آخرشعرم پراز آرامش دریاست

ومن امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

به جان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
زنان امروز
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦  

خواهر عزیز و مهربانم منو حسابی خجالت داده و تحویل گرفته و پستی توی وبلاگش برای من گذاشته!

یعنی از زبون ِ من نوشته و الحق هم که بسیار زیبا و قابل ستایشه!

من واقعاً ازش تشکر می کنم و با اجازه اش اینجا لینکش رو می ذارم :

http://kudakiha.persianblog.ir/post/314/


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
"پدر" از معضلات اجتماعی است...
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳٠  

شعری که دیروز عرض کردم که سر کلاس "حقوق کار" خوندم، این بود!

پدر

مریم آریان

همانطوری که مادر حدس زد شد

پدر آمد به شهر و نابلد شد

به شهر آمد، بساط واکس واکرد

نشست آنجا که معبر بود، سد شد

پدر را شهرداری آمد و بُرد

بساطش ماند بی صاحب، لگد شد

پدر از معضلات اجتماعی است

که تبدیل ِ به شعری مستند شد

و بعد آمد کوپن بفروشد اما

شبی آمد به خانه، گفت:«بد شد

دوباره ریختند و جمع کردند

خطر از بیخ گوشم باز رد شد»

پدر جان کَند و هی از خستگی مُرد

نفس در سینه اش حبس ابد شد

به مادر گفت:«من که رفتم اما

همانطوری که گفتی می شود، شد»

به یاد روی ماهش بودم امشب

نشستم، گریه کردم، جزر و مد شد

 

(کتاب : دادخواست - 100 شعر اعتراض/ انتشارات: سپیده باوران)


عالم فدک فاطمه(س) است...
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٧  

کاش نجّار مدینه در مدینه در نمی ساخت

یا اگر می ساخت،بهر ِ خانه ی حیدر نمی ساخت

سالروز شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد...

 

 

 

الا ای چاه، یارم را گرفتند،

گلم، باغم، بهارم را گرفتند.

میان کوچه ها با ضرب سیلی،

همه دار و ندارم را گرفتند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

التماس دعا


ظرفیت تکمیل!!
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۳  

کارَم شده است همه اش "درس گرفتن + کسب تجربه" !!

پس کِی می رسد زمان پیاده کردن،...

خدا می داند!!


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس
«ای کاش می شد یک شکم نان آور آورد»
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٤  

تنگ غروب

**مریم آریان

تنگ غروب از سنگ، بابا نان درآورد

آن را برای کودکان لاغر آورد

مادر برای بار پنجم درد کرد  _ُ

رفت و دوباره باز هم یک دختر آورد

گفتند «دختر نان خور است» و گفت مادر

«ای کاش می شد یک شکم نان آور آورد»

تنگ غروب آمد پدر، با سنگ، در زد

یک عده هم مهمان برای مادر آورد

مردی غریبه با زنانی چادری که

مهمان ما بودند را، پشت در آورد

مرد غریبه چای خورد و مهربان شد

هی رفت و آمد، هدیه ای آخر سر، آورد

من بچه بودم، وقت بازی کردنم بود

جای عروسک پس چرا انگشتر آورد؟

تنگ غروب از سنگ، بابا نان درآورد

آن را برای کودکان دیگر آورد

مادر برای بار آخر درد کرد -ُ

رفت و نیامد، باز اما دختر آورد

 

(کتاب : دادخواست - 100 شعر اعتراض/ انتشارات: سپیده باوران)


دیوانه و شیدا منم/ لیلا منم لیلا منم...
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  
دو بیتی...
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  

سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما

به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد( وحید قزوینی)

^^^^^****^^^^^

یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب

ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را( سلمان ساوجی)

****^^^^^***^^^

ناله را هرچند می خواهم که پنهان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن(شاعر: نمی دانم!!)

غم من بداند آن کس که رخ تو دیده باشد

و گرت ندیده باشد، ز کسی شنیده باشد(اسفراینی)

***^^^**^*^^^

شیشه با سنگ نمی سازد و ، مشتاقی بین

با دل سنگ تو دارد، چه مدارا دل من(کنی پور)


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است...
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٥  

برای تو...برای اولین نگاه

 

سلام کردی

سلام کردم

و چه صادقانه بود اولین سلام

گرمی نگاهم را حس کردی؟

قلب عاشقم را چطور؟

و زبانی که ازشراره ی وجود تو به لرزه افتاده بود

یادش بخیر

نگاه های زیرکانه  تو

ودست پس زدن ها و پا پیش کشیدن های تو

اخم های تلخ تووتبسم هایی که دلت نمی خواست نشانش دهی

 و چه زیبا بود باران

و چه زیباتر بود چهره تو که ترنم باران آن را شسته بود

و این بود داستان اولین نگاه

نگاهی که آتش برجان من زد.

منبع: http://www.hamtaraneh.com/mg/89329.htm


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
پرواز در دل مرداب...
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٥  

 رفتن دلیل نبودن نیست 


 در آسمان تو پرواز می کنم


 عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش


 من بی زار از خود و کرده خویش


 دل نامهربانم را بر دوش می کشم


 تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

 
 در اوج نیزار های پشیمانی


 و ابرهای سیاه سرگردان که با من از یک طایفه اند


 سلام می گویم


 تو باور نکن اما من عاشقم

 

منبع: http://www.hamtaraneh.com/mg/89329.htm


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
نیمکت خالی، باران، خیال ِ ...
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٢  

چهارشنبه،....،شنبه، (یکشنبه)، ... نیستی؟؟!!

نکند صبر من کم شده؟؟!!

آیا باید به نَدیدنت عادت کنم؟!!


کلمات کلیدی: عکس ،شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عارفانه ی فی الحالی ...
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩  

 

(لطفاً در صورت برخورداری از نعمت "اندکی حوصله" ، به ادامه ی مطلب مراجعه شود...!!)


باز هم "کشتن"؟؟!!
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

اگر عاشق کشی رسم و مَرام خوب رویان است

بِکُش ما را ، بِکُش ما را که دائم عید قربان است...

 


کلمات کلیدی: عکس ،شعر و جمله های قشنگ ،عشق
توضیح در باب پست "کشتن"!!
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٤  

راستش در باب 2 پست قبلم (کُشتن!!) ، این توضیح رو لازم می دونم عرض کنم :

من اون کشتن رو بد نمی دونم... چون این خود آدم هست که پذیرفتن "خنده ای که معنای عطوفت را داشت" رو انتخاب می کنه...

نمی دونم ربطی داره یا نه، ولی به قول شاعر: در ره ِ منزل ِ لیلی که خطرهاست در آن/ شرط اول قدم آن است که "مجنون" باشی...

............................................................

البته این به معنای نظر دادن درباره ی کامنت های شما عزیزان نبود، بلکه چون برام جالب و قابل تأمل بود گفتم، وگرنه اگر نظرات شما نبود، خوب من هم طبیعتاً .... س ی ب ِ ز م ی ن ی !! (می دونم خیلی سخت شد خوندنش!! - "سیب زمینی"!!)

......................................................

راستی ، قالب جدید خوشگله؟؟!!


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
صبح بارانی دانشگاه...
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٤  

این حیاط دانشگاه ما هست...

بنظر من واقعاً زیباست...

مخصوصاً بیدهای مجنون که با بزرگ شدن ما، بزرگ شدند و عاشق شدند و ... شاخه ها درهم تنیدند... و شاید دیری نپاید که "یکی" شوند... (چیزی که ما انسان ها هیچگاه...؟؟!!)

...............

 

 

با آن بوته های سرخ و سفید و صورتی که هنگام شکفتن ، همه جا را شاداب می کنند و با خنده های بچه ها می خندند و با گریه هاشان...

آن گل هایی که شاید عاشقی یکی را کند تا به معشوقش بدهد... اما هرگز نتوانست...

گل هایی که دانه دانه ی غنچه هایشان ، لبخندی را بر لب می آوردند و امیدی برای ادامه...

آن گل هایی که با باران ، عطر خود را بی دریغ نثار می کنند تا...

 

درختان و شمشادهایی که آنقدر بزرگ شدند که خود "شاه راهی" شدند برای رفتن... رفتن تا آنجاها... ،راهی ... برای... "عشق" ... **

 

.........................................................................................

پیش از پ.ن ها: !!!

** مسلّماً منظور از "عشق" هر عشقی است... زمینی، آسمانی، دریایی...

## کامنت های پست قبلی برام جالب بود!!

$$ راستش قالب قبلی دیگه خیییییییییلییییییی دلمو زد!! امید است این یکی مورد پسند تک تک دوستان قرار گیرد!!

^^)) این هایی که نوشتم ، باز هم از اون هایی بود که «خودش اومد»!! وگرنه دوست داشتم «وقایع اتفاقیه» ای دیگر حک کنم...

..........................................

پ.ن1: امروز که بارون می زد و من صبح زود رسیدم دانشگاه و بارون هم نم نم می زد این عکس ها رو گرفتم...

پ.ن2: برگشتنی از پارک اومدم و اِنقدر که هوا خوب بود، کلی طولش دادم تا برسم خونه... به قدری هوا و پارک زیبا بود که حتی "سنگ" هم ، قلبش ذره ذره کنده می شد و ...

پ.ن3: امروز دیدمش ...


....
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

از همان خنده که معنای عطوفت می داد، نیّتَش «ک ُ ش ت َ ن ِ » من بود،نمی دانستم!!


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،قتل
پرواز بارانی ِ دریا...
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٧  

می خواهم بنویسم

بسیار تشنه ی نوشتنم

اما نمی شود

"نمی خواهد"

چه کسی؟؟!!

« ن ِ م ی / د ا ن َ م»‌؟؟!!

کجاست آن که همه ی توان نوشتنم بود؟

کجاست آنکه قلم  فقط به شوق او می چرخید و خود را «غرق در جوهر» می کرد؟؟

رفت ، یا خود «ر ا ن د َ م َ ش»؟؟!!

نمی خواستم، اما شد...

او رانده شد و دیگر از برایم نخواهد بود

او رفت و «قلم»‌را نیز با خود بُرد...

.............................................................................

بازگرد! این بار دیگر به سویت نخواهم آمد...

قول می دهم فقط به دیدن «چشم» هایت قانع باشم...

قول می دهم جز «چشم» هایت ، چیز دگر نَخواهم...

قول می دهم تا همه چیز را به خدا سپارم

قول می دهم وقتی می گویم : خدایا ،‌خودت آنطور که صلاح میدانی کن،

خودم زودتر از «خدا» اقدام نکنم و جلو نَدَوَم و مانع «خدا» نشوم...

قول می دهم

فقط «پاک کنی» به من بدهید تا همه ی آنچه نباید میشد ،‌اما شد،‌را پاک کنم...

قول می دهم...

فقط بازگرد ...

من بی تو....؟؟!!

........................................................................................

پ.ن١: پرواز، زیر باران، بر فراز اقیانوسی بی کران می خواست، آیا "زیاده خواهی" بود؟؟!!

پ.ن٢: باز هم یادم آمد این جمله را : «باز می گردی؟ / چه تمنّای محالی! / خنده ام می گیرد...»

پ.ن٣:  اصلاً چیزی که نوشتم رو قصد نداشتم... خودش اومد... 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
دانلود آهنگی از "امین رستمی" با نام 2 روزه
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٥  

http://1.irhits9.com/1878-Amin-Rostami---Do-Rooze

 

 

آهنگش ب َ د  َ ک نبود، به دلم نشست!!

 

(چه احساس بدی دارم

هوا روشن شده انگار

هنوز ب ی د ا ر  ِ ب ی د ا ر م...)


تقدیم به دختر ترشیده
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٩  

این شعر "فروغ فرخزاد" رو تقدیم می کنم به "آنی دالتون" http://anidalton.blogfa.com

حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است به بر

راز این حلقه که در چهره او

اینهمه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد و گفت

حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است

همه گفتند : مبارک باشد

دخترک گفت : دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

سالها رفت و شبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر

دید در نقش فروزنده او

روزهایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته هدر

زن پریشان شد و نالید که وای

وای این حلقه که در چهره او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه بردگی و بندگی است

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
اول از همه برایت آرزومندم که... (ویکتور هوگو)
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦  

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

و اگر اینگونه نیست، تنهایی‌ات کوتاه باشد

و پس از تنهایی‌ات، نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

 

 

برایت همچنان آرزو دارم

دوستانی داشته باشی

از جمله دوستان بد و ناپایدار

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دستکم یکی در میانشان

بی‌‌تردید مورد اعتمادت باشد.

 

 

و چون زندگی بدین‌گونه است

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند

که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد

تا که زیاده به خودت غره نشوی.

 

 

و نیز آرزومندم

مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا

نگه دارد.

 

 

همچنین، برایت آرزومندم

صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند

چون این کارِ ساده‌ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر می‌کنند

و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران

نمونه شوی.

 

 

و امیدوارم اگر جوان هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمایی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

 

 

امیدوارم سگی را نوازش کنی

به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره

گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهی‌اش را سر می‌دهد

چرا که به این طریق

احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان.

 

 

امیدوارم

که دانه‌ای هم بر خاک

بفِشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روییدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

 

 

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: «این مالِ من است»

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

 

 

و در پایان، اگر مرد باشی

آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

 

 

اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم...

 


دل ِ کوچولو... دل ِ دیوونه...دیگه نرو از خونه...
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٢  

 

یاد این جملات افتادم:

بازمی گردی؟

چه تمنّای محالی!

خنده ام می گیرد...


دکتر شریعتی
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٧  

خدایا یاری ام کن اگر روزی، جایی، چیزی را شکستم،

دل نباشد...


...هر روزتان نوروز..... نوروزتان هر روز!!
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸  

 

سلام

باورم نمیشه دارم آخرین پست سال ٨٨ رو می نویسم!!!!

یعنی به همین سرعت گذشت؟؟؟؟؟

به هر حال "عید همگی بوَد مبارک"!!

این هم یک شعر بهاری ِ خوشگل از "فرخی سیستانی" :

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید

کلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید

کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید

تو لختی صبر کن چندانکه قمری بر چنار آید

چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید

تو را مهمان ناخوانده بروزی صد هزار آید

کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید

چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید

بهر امسال پنداری همی خوشتر ز یار آید

از این خوشتر شود فردا که خسرو از شکار آید

بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی

ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی

 

 


دل من...
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٦  

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی می ترسم بمیره

اما بازم به خودش میادو سوسو می زنه

باز حیاط خلوت سینمو جارو میزنه

میگمش تا کی میخوای عاشق بشیو بشکنی

به روی خودش نمیاره، می پرسه با منی

با کیم با توی عاشق پیشه ی سر به هوا

با توی دیونه ی در به در بی سر و پا

با تو که هر چی دارم می کشم از دست تواِ

با تو که هر جا میرم اسیر دربست تواِ

کی می خوای دست از سر آبروی من برداری

کی می خوای عقلی که دزدیدی سر جاش بذاری

کی می خوای بزرگ بشی، سنگین بشینی سرجات

سر به راه بشیو دنیا رو نذاری زیر پات

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره...

ترانه ای از "رضا صادقی"

کِش رفته شده از : http://pabpa.persianblog.ir


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
سخت و آسان...
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٤  

چه آسان است عاشق شدن

و چه سخت است کسی را عاشق خود کردن!!

چه آسان شد بیان عشق برای عاشق

ولی چه مشکل شد برای معشوق

ولی سخت تر آن است که مطمئن باشی به چشمانش

ولی نتوانی دیگران را مطمئن کنی...

و نتوانی به او بگویی: به دلت اطمینان کن و بیا... همانطور که من آمدم...

و سخت ترین آن است، که همه چیز را درون خود بریزد تا هر کس برداشت خود را کند، و هیچ کس برداشت درست نکند!!

و تو نگران باشی از ...

و سخت تر از سخت ترین آن است که : "وقتی به او فکر میکنی، حس می کند از راه دور" و این کاملاً محسوس است... اما افسوس که...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
لون عیونک
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٤  

ما فی عیش الا معک
اگر زندگی به همراه تو نباشد به معنی نیستی است
ما فی کون الا الک
اگر دنیا برای تو نباشد هیج معنایی ندارد

لون عیونک غرامی
رنگ چشمان تو عشق من می باشد
دخلک صدق کلامی
قسم می خورم حرفم را باور کن
قلبی وروحی معک
قلب و روح من همراه توست
لو عنک بعدونی
اگر تو را از من دور کنند
بتبقى وحدک بعیونی
تنها تو در چشمان من باقی خواهی ماند
تحکیلی واسمعک
برای من حرف خواهی زد و من به تو گوش خواهم داد

             
لو مهما صار
هر اتفاقی بیفتد
ما ببقى لحالی
در عشق من تاثیری نخواهد گذاشت
ارمینی بالنار
من را در آتش بسوزان
اهون لی کرمالی
این برای من بهترین راه است به خاطر من این کاررا بکن

اتعودت علیک
به تو عادت کردم
واعطیتک حنانی
و مهر و محبتم را به تو بخشیدم
روحی بایدیک
روح من در دستان توست
وحیاتی وکیانی
و تمام وجود و زندگیم


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
عاشقی کن، منو نشکن...
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧  

...باز سرنوشت و انتهای آشنایی

باز لحظه های غم انگیز جدایی

باز لحظه های ناگزیر ِ دل بریدن

باز هم آخر راه و حس تلخ ِ نرسیدن...

 

 

 

...مثل آیینه روبرومه

حس ِ با تو بودن ِ من

 دارم از دست تو میرم

عاشقی کن، منو نشکن...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
آیا...؟!!
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧  

بازمی گردی؟

                 چه تمنّای محالی!

                                          خنده ام می گیرد...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
..:: از چیزی که داری لذت ببر ::..
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸  

 

اگر چیزی را که می خواهی، نمی توانی به دست بیاوری، از چیزی که داری لذت ببر.


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
با الهام از دفتر خاطرات "اوژنی دزیره کلاری"...
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧  
"چشم هایش..."
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٤  

من به اندازه ی چشمان تو،

غمگین ماندم...

و به اندازه ی هر برق نگاهت،

نگران...

 

تو به اندازه ی تمام تنهایی من،

شاد بمان...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
باران زیر پا...
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  

پارسال با او زیر باران راه می رفتم.......امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم......شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود

اگر تمام ابرهای دنیا ببارند بازهم گلهای قالی نمی رویند "این است تاوان زیر پا ماندن "


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
روح عزیزم... سلام...
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  

روح عزیزم...

الهی بمیرم برایت...

بمیرم که انقدر مظلومانه و ساکت، این همه سال زندانی بودن در جسمی به دردنخور را تحمل کرده ای...

بمیرم برای صبوریت...

بمیرم برایت که این جسم تو را درک نمی کند...

و تو این همه سال خودت را با کسی یکی کردی که ...

و چند سال دیگر باید این جسم را تحمل کنی، ... خدا داند...

بمیرم برایت که تو از عرش کبریایی بودی و

این جسم...

از فرش خاکی...

بمیرم برایت که این همه سال،

این همه سال،

نتوانستی هیج روحی را بیابی که شاید اندکی،

آری، فقط اندکی،

تو را از یاد این زندانت رها کند...

بمیرم برایت که تا خواستی "عاشق" شوی،

باز این جسم دردسری تازه برایت به ارمغان آورد...

تا "عشق" را نیز از یاد ببری...

و تو باز هم صبوری کردی...

بمیرم برایت ای روح عزیزم،

که قدیم تر ها، هر بار که این جسم در خواب بود،

فرصت را غنیمت شمرده، به افق های دوردست پرواز می کردی...

می رفتی تا تجدید قوایی کنی...

اما حالا،

دیر زمانی است که حتی موقع خواب جسم هم،

به جاهایی کشانده می شوی که تو را خسته تر و خسته تر می کنند...

اما تو باز هم...

باز هم صبوری می کنی...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
می آیی... می دانم...
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  

اگر با من نبودش هیچ میلی

چرا جام مرا بشکست لیلی؟؟؟؟

 

(یعنی این نشان دهنده ی امید واهی و پررویی "پری ناز کوچغولو"  هست؟؟!!!)


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
بدون شرح...
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦  

کِی فرصت خواهیم کرد به "داده های خدا" فکر کنیم،

تا زمانی که "نداده ها" آرزوی ماست....؟!!

همیشه فکر می کردم چون "گرفتارم" به "خدا" نمی رسم

ولی حالا فهمیدم چون به "خدا" نمی رسم، "گرفتارم"!!


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
صبر
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  

می دانی کلافه ام؟!!

می دانی که دیگر حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را ندارم؟!!

می دانی که چندی است که فقط می خواهم جایی بروم و در تنهایی خود زار زار گریه کنم؟؟!!

می دانی دلم تنگ است؟ می فهمی؟ اصلاً می توانی بفهمی؟؟

می دانی که شرمنده ی خدای خود شده ام؟؟!!

می دانی که مرتب به او قول می دهم که "صبر" پیشه کنم؟!! "صبر" ی که تؤام با شیرینی و زیبایی باید باشد تا خداوند به آن بگوید "صبر"؟!!

می دانی تمام این مدت سر خود را کلاه می گذاشتم و همش خوش خیالی می کردم که دارم هنر می کنم چرا که در برابر خواست خداوندم "صبر" پیشه کرده ام و ...

می دانم خدا با "صابرین" است و "صبرکنندگان" را دوست دارد.

می دانم که "صبر" شرایطی دارد تا بتوانم بگویم که "صبر" پیشه کرده ام.

اما می دانی که تاکنون...

نمی دانم...

نمی دانم....

می دانی که مرتب در نمازهایم از خدا "تو" را می خواهم

ولی باز می گویم: خدایا راضی ام به رضای تو

خدایا اصرار نمی کنم بر آنچه تو به صلاح من نمی دانی...

.....

ولی می دانی که باز ته ِ ته ِ دلم،

حسی می گوید: خدایا! او دروغ می گوید! فقط "او" را می خواهد...

.....

ای کاش می دانستی...

ای کاش...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
تقدیم به ...
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  

توی نظراتم یک دوست بسیار عزیزی از انگلستان که نه از خودشون ایمیلی گذاشته بودند و نه آدرس وب، بسیار اظهار لطف داشتند.

واقعاً خوشحال میشم اگر بتونم با نوشته های کوچیکم دلی رو گوشه ای از دنیا شاد کنم.

این نوشته ها رو تقدیم می کنم به همون دوست عزیز و همچنین همه ی عزیزانی که به وبلاگ من لطف دارند.

بیچاره قلوه سنگی که از دست کودکی به سوی پرنده ای پرتاب می شود،

مانده بر سر دو راهی!

دل کودک را بشکند یا بال پرنده را.

تو آن ستاره ی منی که گر شبی ز ِ کلبه ام گذر کنی،

ز ِ شوق روی ماه تو،

صدای خنده ی دلم،

به عالمی سفر کن...

آشیانه ای باش...

روزی پرنده ای زندگی را در تو مطمئن خواهد یافت...

عشق فراموش کردن نیست، بخشیدن است.

گوش کردن نیست، درک کردن است.

دیدن نیست، احساس کردن است.

جار زدن و کنار کشیدن نیست،

صبر کردن و ادامه دادن است.

حتی تنها....


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
دکتر شریعتی
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  

تو می دانی که من از میان همه ی نعمت های این جهان، آنچه را که برگزیده ام و دوست می دارم ، تنهایی است، این نگهبان سکوت، افسانه ی من به پایان رسیده و احساس می کنم که این آخرین منزل است،

تنهایی آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت، همنشین تنهایی جاودانه ی من!

(دکتر شریعتی)

با تشکر ویژه از "طاهره" ی بسیار عزیز و دوست داشتنی (طیبه)


آسمان باش - صافِ صاف- آبیِ آبی...
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  

مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.

دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
اظهار لطف یک دوست مجازی
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  
این شعر خیلی خوشگل و زیبا، اظهار لطف یکی از دوستان عزیز و محترم وبلاگ نویس هست.
از این حسن سلیقه ی ایشون تشکر می کنم
باد و رقص شن ها  در پیشواز راهش
گشته ستاره ها پنهان در مهدیس نگاهش
به افسانه ها در بند است دختر شاه پریون
ندیدی کوچ پرستوهای چشمان سیاهش

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
اگر عشق نبود...
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤  

اگر عشق نبود به کدامین بهانه میخندیدیم و میگریستیم؟ کدام لحظه ناب را اندیشه

میکردیم؟چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می اوردیم؟اری بیگمان بیش از اینها مرده

بودیم.اگر عشق نبود کینه نبود قلب ها تمام حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.

و من با دستانی که زخم خورده توست گیسوان بلند تو را نوازش میکردم و تو سنگی را

که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه میداشتی وما پیمانه هایمان را شبهای

مهتابی به سلامتی دشمانمان پر میکردیم...(شریعتی بزرگ)

 


دلی دارم آشفته بازار...
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩  

دیشب با دلی درب و داغون

دلی که شکست و هزاران تکه شد

و هر تکه اش به گوشه ای افتاد

و در سایه ی ستاره ها رها شد

و باد نیز بر آن وزید و با خود برد

تا بی کران ها....

تفألی به حافظ زدم

و شعری آمد که جگرم را نیز مانند دلم خون کرد...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،حافظ
چراغ خاموش
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧  

در شهر چراغی کو...

گویی همه در خوابَن...

این معرکه اندیشان...

بی سایه و مهتابَن...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
زیباترین عطیه...
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳  

گفتم: دیگر نخواهم از تو نوشتن را...

دیگر نخواهم از تو سرودن را...

دیگر نخواهم از تو بودن را

با تو یکی بودن را

حس کردنت را با وجود نبودنت...

دیگر نخواهم "بودنت" را...

اما ...

مگر می شود؟

مگر می شود آن را که تو را به عشق خدایی می رساند ...

آن که برایت جلوه ای از "معشوق ازلی" میشود،

به نهان خانه ی فراموشی سپرد؟؟؟

نمی دانم ، شاید گمان می کنی که "بودنت" برایم هیچ نبود (همانطور که بودن من برای "تو" هیچ نبود...)

و نیز "نبودنت" هیچ نیست...

اما "نبودنت" الان همه چیز است...

این "تو" نبودی که خواستی برای من "نباشی"!!

می دانم که هرگز نخواهی فهمید...

ولی این "خداوند جهانیان" و آفریننده ی من بود که "خواست" تا "تو" دیگر نباشی...

تا فقط او و عشق بی منّت و بی منتهای او در دلم باشد...

و این زیباترین عطیه است برای من...

..

..

..

و تو باز هم نمی دانی و نخواهی دانست...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
فروغ فرخزاد
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٧  

یک شعر خیلی نازی از فروغ فرخزاد دیدم ، گفتم بذارم شما هم بخونید!


با خیالت عمری, روز و شب...
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٧  

* در خیال تو به سر بردن اگر هست گناه

با خبر باش که من غرق گناهم شب و روز *

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
...
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢  

نجابت زیبایی دیگریست که تو داری

و این دیگر مکمل است...

آه که اگر نگویم چه درس ها که از تو نگرفته ام...

حقّا که بی انصافی است...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
فقط بخواه...
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢  

اگر عاشق بخواهد، معشوق خود به سمتش می آید...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
از رنجی که می بریم...
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩  

 

دنیا را بد ساخته اند...

کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد،

کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نمی داری،

 

 

اما کسی که تو دوستش داری و او نیز تو را دوست دارد،

به رسم و آیین، هرگر به هم نمی رسند...

 

و این رنج است...

و زندگی یعنی این...

(دکتر علی شریعتی)

 

 

 

فرستنده: (باز هم !!) طاهره خانوم عزیزتر ار جان


خلوتگه دوست...
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩  

پرسید: کدام راه نزدیک تر است؟

گفتم: به کجا؟

گفت: به خلوتگه دوست.

گفتم: تو مگر فاصله ای می بینی ، بین آن کس که دل ما ، همه منزلگه اوست؟! 

فرستنده: طاهره ی نازنین


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
خنجر......
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩  

ز دست دیده و دل هر دو فریاد                                       

که هرچه دیده بیند دل کند یاد                                                 

بسازم خنجری تیغش زِ پولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
عید غدیر مبارک!!
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  

هوش کنید مست را

آب زنید دست را

سجده کنید هست را

عید غدیر می رسد

پند دهید خام را

باده دهید جام را

شاد کنید کام را

عید غدیر می رسد


آتش....
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  

تو دلم آتیشه بگو برمیگردی

با نگات آخه منو عاشقم کردی

زیر بارون بی تو

برای تو میخونم

تا ابد تا زنده ام

واسه تو می مونم


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
سفر به خیر
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳  

-"به کجا چنین شتابان ؟"
 گوَن از نسیم پرسید .
-" دلِ من گرفته زینجا ،
هوس ِ سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟"
 -" همه آرزویم، اما
 چه کنم که بسته پایم  ... "
 -" به کجا چنین شتابان ؟ "
-" به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم . "
-" سفرت به خیر !‌ اما تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویر ِ وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران ،
 برسان سلام  ِ ما را ."


برو
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  

برو با خیال راحت
اینجا قلبی نشکسته
دیگه برنگرد که اینجا
کسی منتظر نَشِسته
منتظر نَشِسته


بیداری....
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  


مرگ......
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٩  

بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟

گر نرفتن خانه اش تا زنده بود

خانه ی صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود؟

گر نپرسی حال من تا زنده ام

بعد مرگم اشک  و نالیدن چه سود؟

 

زنده را در زندگی قدرش بدان

ورنه مشکی را برای مرده پوشیدن چه سود؟

خانه ی صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود؟

گر نپرسی حال من تا زنده ام

بعد مرگم اشک  و نالیدن چه سود؟

گر نکردی یاد من تا زنده ام

سنگ مرمر روی قبرم،

وانهادن ها چه سود؟؟؟؟


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
دل سرگشته......
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،حافظ
خزعولات!!
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  

آه که دیگر دل تاب پریشانی ندارد...

ندانم چه کنم از دست این دل

اگر از سینه بیرونش درآرم ؟..

ترسم  که بازگردد و باز دیوانه ام کند...

................................................................

تصور میکند برای اویی

آنقدر خواهد ماند

تا تو را را از آن خود کند

او می تواند

چون ایمان دارد

چون دلش جز تو کسی را  به بارگاه راه نمی دهد...

این توّهم نیست

تو مال اویی

چه بخواهی و چه ...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
نرو....
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
برکه ی شب...
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  

به توحسادت میکنم به وسعت نگاه تو

به ماه که توبرکه ی شب

نشسته چشم براه تو


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
حضرت عشق...
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٦  

 

زائران، دست خدا همراهشان

من همین اینجا عبادت می کنم

من همین اینجا توی چشمان تو

حضرت عشقو زیارت می کنم

..........

حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست

سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

...........

بگذارید بگذارید که بیمار بماند این دل

با تب عشق دلم حال غریبی دارد

....................

لحظه می میرد و من آخرسر می پوسم

عشق ای ناجی من دست تو را می بوسم

.......................

بی وجود تو سعادت نشود حاصل من

تا نفس هست تو ای عشق بمان در دل من


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
Paul Éluard
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥  

(اگر سریال "مدار صفر درجه" رو دیده باشید، فکر کنم این از جمله اشعاری بود که شخصیت های اول سریال می خوندند...

ولی خیلی مناسب جوّ سریال بود...

امیدوارم لذت ببرید)

دوستت دارم

Je t'aime pour toutes les femmes que je n'ai pas connues
Je t'aime pour tous les temps où je n'ai pas vécu
Pour l'odeur du grand large et l'odeur du pain chaud
Pour la neige qui fond pour les premières fleurs
Pour les animaux purs que l'homme n'effraie pas
Je t'aime pour aimer
Je t'aime pour toutes les femmes que je n'aime pas

Qui me reflète sinon toi-même je me vois si peu
Sans toi je ne vois rien qu'une étendue déserte
Entre autrefois et aujourd'hui
Il y a eu toutes ces morts que j'ai franchies sur de la paille
Je n'ai pas pu percer le mur de mon miroir
Il m'a fallu apprendre mot par mot la vie
Comme on oublie

Je t'aime pour ta sagesse qui n'est pas la mienne
Pour la santé
Je t'aime contre tout ce qui n'est qu'illusion
Pour ce coeur immortel que je ne détiens pas
Tu crois être le doute et tu n'es que raison
Tu es le grand soleil qui me monte à la tête
Quand je suis sûr de moi.
Paul Éluard 1950 Ce poème provient du recueil intitulé "Le Phénix"

تو را بجای همه بانوانی که نشناخته ام دوست دارم
تو بجای تمام دورانی که نزیسته ام دوست دارم
به خاطر بوی ساحل بلند، به خاطر بوی گرم نان
به خاطر برفی که آب می شود، به خاطر نخستین گلها
به خاطر حیوانات پاکی که انسان از آنها نمی ترسد
تورا برای دوست داشتن دوست دارم !
تو را بجای همه زنانی که دوست ندارم، دوست دارم
آری، جز تو کیست که که مرا جلوه کند؟
من خویش را بس کوچک می بینم،
چیزی نمی بینم جز صحرایی گسترده
میان گذشته و امروز
چه بسا مردگان بودند که من بر چمنزار گذر کردم
من نتوانسم بر دیوار آینه ام رخنه کنم
می بایست زندگی را واژه واژه می آموختم
و چه آسان فراموش می شود
تو را دوست دارم بخاطر داناییت که از آن من نیست
بخاطر سلامتی
تو را دوست دارم درمقابل هرچه که توهم نیست!
بخاطر این دل ابدی ؛ که مال من نیست
می پنداری که در تردیدی و سراپا خردی
تو آن خورشید بزرگی که مرا مدهوش می کند
آن دم که به خود یقین دارم.

چشم هایش.....
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
همه ی روح و روان و اندیشه.......
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
لایق
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱  

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
آی خدا دلگیرم ولی...
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱  

 

آی خدا دلگیرم ولی

احساس غم نمی کنم

چون با تو أم پیش کسی

سرم رو خم نمی کنم........

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
سرو سیم اندام...
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠  

سلام.

براتون هفته ی خیلی زیبا و عاشقانه ای(!!!) آرزو می کنم!!

من اول صبحی فال گرفتم؛ این سه بیت آخرش شدید وصف حال بود و به دلم نشست!!

(خیلی جالبه که حافظ مدتیه کاملاً اشعار "وصف حال" برام میاره!!

یعنی درست میزنه تو خال!!)

**************************

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره بُرد آرام را

***************************

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

*************************

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

پی نوشت1: یعنی بنده فقط کَفَم بُرید و بس!!!

پی نوشت2: بنظر شما "حضرت اجل" این ابیات را واقعاً در وصف "عسلم" نگفته؟؟!!!


ستاره ی آسمون
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩  

گر بدانم پشت پلکم خانه ی توست

بخوابم تا قیامت  چون دلم دیوانه ی توست

اگر به آسمون نگاه کردی دیدی هیچ ستاره ای نیست،

حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم

به شرط اینکه وقتی خورشید درآمد ستاره ات را فراموش نکنی


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
حلالم کن
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩  

حلالم کن اگر دوری اگر دورم...

اگر با گریه می خندم

حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم

که می دونی نفس هامو به دیدار تو مدیونم

در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلداده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
پناه لحظه هایت...
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩  

می دونی بدترین درد دنیا چیه؟

اینکه بفهمی پناه لحظه هایت ، پناهگاه دیگری دارد...

شیشه ی دل را شکستن ، احنیاجش سنگ نیست

این دل ما با نگاهی سرد، پر پر می شود...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
عشق شوری در نهاد ما نهاد...
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩  

من عشق تو را ز دست آسان ندهم

دل برنکنم ز عشق تا جان ندهم

ای یار به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم...

نمی دانم چه بودی یا که بودی

ولی بی حرف قلبم را ربودی

نمی دانم که هستم یا چه هستم

ولی هر لحظه در فکر تو هستم...

....................................................

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
چشم و دل...
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٥  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
کنج دل
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
"پری ناز بینوا"
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
دل دیوانه
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  

با تو رفتم

بی تو باز آمدم

از عشق تو

دل دیوانه

...........


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
تو نخواهی رفت از دلم....هرگز...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عشق من خواهی ماند برای همیشه...
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
طلسم جادوگر
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸  

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
کلبه ی طوفان زده
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم
که تو از دوری خورشید چها می‌بینی
تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی
 هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
همه در چشمه‌ی مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه‌ی بخت غبار آگینی
باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی
تو چنین خانه‌کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
کی بر این کلبه‌ی طوفان‌زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام‌آور فروردینی
شهریارا اگر آئین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی
(استاد شهریار)

ماه امشب تو هم مثل من غمگینی...
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
آهو
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

دیگه عاشق شدن ، ناز کشیدن فایده نداره

دیگه دنبال آهو دویدن ، فایده نداره......

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
آری دوست داشتن از عشق برتر است
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

 


کونفوسیوس
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

سه نوع دوستی است که در همه جا پرسود و با ارزش است

و سه نوع دوستی دیگر هست  که زیان آور است و باعث پشیمانی است؛

دوستی با کسانیکه در دوستی خود پایدار و با وفا هستند

و با کسانی که درستکار و راستگو هستند

و با آنان که تجربه های بسیار دارند سودمند است

ولی دوستی و رفاقت با چاپلوسان،

ریاکاران،

یاوه گویان

باعث بدبختی و رسوایی است.

(کونفوسیوس)


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
جلوه ی ناز
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

تو : ((مو)) می بینی و ،

من : ((پیچش مو)) ،

تو: ((ابرو)) ،

من: ((اشارت های ابرو!)) ،

تو: ((قد)) می بینی و ،

من : ((جلوه ی ناز!)) ،

تو : ((دیده)) ،

من : ((نگاه ناوک انداز!))

 

(وحشی بافقی)


راه بی برگشت...
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳  

گم شدم توی نگاهت

راه برگشتی ندارم

می خوام این بار زندگیم رو

پای عشق تو بذارم...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
کاش چشمان دلت مرا می دید...
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ
شباهت به...!!!
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  
شوخی با غزلی از شیخ شیراز, حضرت حافظ
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳  

با پوزش فراوان از حضرت اجل،حافظ شیرازی

(متن اصلی این غزل فوق العاده در "ادامه مطلب")

امروز یه هو  این "بازی با کلمات" به ذهنمون اومد!!

امیدوارم شما هم عمقی بخونید

هم لذت ببرید!!

........................................................................

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و ... نرفت

روی مه پیکر او سیر ندیدم و ........ نرفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

بار را بر نَبِبَست و به گردش نرسیدیم و ... نرفت

....

عشوه می داد که از کوی ارادت .... بروم

دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و ... نرفت

شد چمان در چمن حُسن و لطافت لیکن

در گلستان وصالش نچمیدیم و ... نرفت

همچو "دختِ شَهِ پریان" (!!) همه شب ناله و زاری کردیم

کای دریغا به وداعش نرسیدیم و ... نرفت 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،طنز