بدون شرح...
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦  

چه آسون دل ندادی به

دلی که پای تو گیره...

که از این بدترَم بِشِه

واسه تو ، نفـــــــــــــــــــــــــسش میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره....


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
عنوان چیه حال دارید؟؟!!!
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  

تـــــــَــــنگ ِ تَنـــــــــــــــگ ِ تَنگـــــــــــ ـــــــــ ـــــــــ ــــــ

آنقدر که تصور نـــَــــخواهد شد...

کجای کاری؟؟!!! تازه این اولــــــــــــــــــــ راه است....

راهی که خواستی یا نخواستی، خودتــــــــــــــــــــــــــــــــ انتخاب کردی، پس بیخود حرف نزن......

اگر مفهومش روشن نبـــــــــــــــــــــــــــــــود، الان بیشتر از روشنی ِ ماه شب چهارده در آســــــــ ـــــــــــــــــــــ ـــــــــــمان کویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر ، روشن است و واضح...

اگر جای آن ماه هم بود، حداقـــ ـ ـــــ ـــــــــــــــــ ــ ـــ ـــــــل نیمه ی هر ماه ، سرش را بلند می کرد رو به او....


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
وصف دل...
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۱  

چشم براه

روزها رفت و نیاورد کس از تو خبری

نه پرستو نه کبوتر و نه پیغام بری

 

به امیدی که رساند به من از توخبری

چشم و دل دوخته ام بر لب هر رهگذری

چه بگویم که پس از تو چه فراوان خوردم

غم دلها، که نخوردی و از آن، بی خبری

 

سر به زیرم نه از آنروی که افتاده شدم

بل از آنروی که از ّرد تو جویم اثری

 

مانده ام چشم براه تو در آغوش خزان

تا مگر باد رساند به من از تو خبری

 

در هراسم پس ازین فاصله، وصلی نبرم

نبرم عاقبت از صبر و سکوتم ثمری

 

با دلم عهد نبستم که ز یادت ببرم

تو چنان باش که این نکته ز یادت نبری

عمیدرضا مشایخی

==============

 

http://amidmashayekhi.blogfa.com/

(احساس کردم کسی اومده و از زبان من این شعر رو گفته... کلمه به کلمه اش رو...)

 

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
بیا...
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧  

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچکس! هیچکس اینجا به تو مانند نشد... 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم...
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩  

این شعر به نظرم از اون اشعار ِ تک اومد...

گفتم بذارم شما هم لذت ببرید:

بعد دیدار تو

تو مثل راز پاییزی ومن رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پراز رازی و زیبایی

ومن در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی ، آبی وآرام وبی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف

ومن درآرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

تو دنیای منی بی انتها وساکت وسر شار

ومن تنها دراین دنیای دوراز غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور ونامعلوم

ومن درحسرت دیدار چشمت رو به پایانم

تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر ها

ومن هم یک کبوتر تشنه  باران درمانم

بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من

ببین با تو چه روئیایی ست رنگ شوق چشمانم

شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم

هنوز ازعطر دستانت پراز شوق است دستانم

تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد

ومن خواب ترا می بینم ولبخند پنهانم

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد

ومن مرغی که ازعشقت فقط بی تاب وحیرانم

تو می آیی ومن گل می دهم درسایه چشمت

وبعد ازتو منم با غصه های قلب سوزانم

تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد

ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم

شبست ونغمه مهتاب ومرغان سفر کرده

وشاید یک مه کمرنگ ازشعری که می خوانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد

که تو یک شب بگویی ، دوستم داری تو ، می دانم

غروب آخرشعرم پراز آرامش دریاست

ومن امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

به جان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
نامه هایی برای نسیم ِ کویر ِ نمک...(1)
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤  
کلمات کلیدی: داستان ،عشق
دانلود آهنگ "بنویس" ار "منصور"
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  

بنویس بر یاس کبود

بنویس بر باور رود

بنویس از من بنویس

بنویس عاشق یکی بود

بنویس بنویس بنویس...

آه، قصه بگو

از این عاشق دور،

تو از این تنهای صبور

بی تو شکست

چو جام بلور...

.....................

بنویس دیوانه ی تو

به خود از عشق تو رسید...

بنویس بنویس بنویس...

 

سلام می دونم امروز روز خوبی برای معرفی آهنگ نیست!!

ولی این آهنگ خیلی قشنگه، حالا شما اگر خواستید امروز گوش نکنیدچشمک

 

http://www.4shared.com/audio/0jyWxxMX/06-BENEVIS.html

 

 


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق ،عکس
دیوانه و شیدا منم/ لیلا منم لیلا منم...
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  
دو بیتی...
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  

سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما

به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد( وحید قزوینی)

^^^^^****^^^^^

یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب

ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را( سلمان ساوجی)

****^^^^^***^^^

ناله را هرچند می خواهم که پنهان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن(شاعر: نمی دانم!!)

غم من بداند آن کس که رخ تو دیده باشد

و گرت ندیده باشد، ز کسی شنیده باشد(اسفراینی)

***^^^**^*^^^

شیشه با سنگ نمی سازد و ، مشتاقی بین

با دل سنگ تو دارد، چه مدارا دل من(کنی پور)


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است...
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٥  

برای تو...برای اولین نگاه

 

سلام کردی

سلام کردم

و چه صادقانه بود اولین سلام

گرمی نگاهم را حس کردی؟

قلب عاشقم را چطور؟

و زبانی که ازشراره ی وجود تو به لرزه افتاده بود

یادش بخیر

نگاه های زیرکانه  تو

ودست پس زدن ها و پا پیش کشیدن های تو

اخم های تلخ تووتبسم هایی که دلت نمی خواست نشانش دهی

 و چه زیبا بود باران

و چه زیباتر بود چهره تو که ترنم باران آن را شسته بود

و این بود داستان اولین نگاه

نگاهی که آتش برجان من زد.

منبع: http://www.hamtaraneh.com/mg/89329.htm


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،عکس
پرواز در دل مرداب...
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٥  

 رفتن دلیل نبودن نیست 


 در آسمان تو پرواز می کنم


 عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش


 من بی زار از خود و کرده خویش


 دل نامهربانم را بر دوش می کشم


 تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

 
 در اوج نیزار های پشیمانی


 و ابرهای سیاه سرگردان که با من از یک طایفه اند


 سلام می گویم


 تو باور نکن اما من عاشقم

 

منبع: http://www.hamtaraneh.com/mg/89329.htm


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
نیمکت خالی، باران، خیال ِ ...
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٢  

چهارشنبه،....،شنبه، (یکشنبه)، ... نیستی؟؟!!

نکند صبر من کم شده؟؟!!

آیا باید به نَدیدنت عادت کنم؟!!


کلمات کلیدی: عکس ،شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عارفانه ی فی الحالی ...
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩  

 

(لطفاً در صورت برخورداری از نعمت "اندکی حوصله" ، به ادامه ی مطلب مراجعه شود...!!)


باز هم "کشتن"؟؟!!
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

اگر عاشق کشی رسم و مَرام خوب رویان است

بِکُش ما را ، بِکُش ما را که دائم عید قربان است...

 


کلمات کلیدی: عکس ،شعر و جمله های قشنگ ،عشق
پرواز بارانی ِ دریا...
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٧  

می خواهم بنویسم

بسیار تشنه ی نوشتنم

اما نمی شود

"نمی خواهد"

چه کسی؟؟!!

« ن ِ م ی / د ا ن َ م»‌؟؟!!

کجاست آن که همه ی توان نوشتنم بود؟

کجاست آنکه قلم  فقط به شوق او می چرخید و خود را «غرق در جوهر» می کرد؟؟

رفت ، یا خود «ر ا ن د َ م َ ش»؟؟!!

نمی خواستم، اما شد...

او رانده شد و دیگر از برایم نخواهد بود

او رفت و «قلم»‌را نیز با خود بُرد...

.............................................................................

بازگرد! این بار دیگر به سویت نخواهم آمد...

قول می دهم فقط به دیدن «چشم» هایت قانع باشم...

قول می دهم جز «چشم» هایت ، چیز دگر نَخواهم...

قول می دهم تا همه چیز را به خدا سپارم

قول می دهم وقتی می گویم : خدایا ،‌خودت آنطور که صلاح میدانی کن،

خودم زودتر از «خدا» اقدام نکنم و جلو نَدَوَم و مانع «خدا» نشوم...

قول می دهم

فقط «پاک کنی» به من بدهید تا همه ی آنچه نباید میشد ،‌اما شد،‌را پاک کنم...

قول می دهم...

فقط بازگرد ...

من بی تو....؟؟!!

........................................................................................

پ.ن١: پرواز، زیر باران، بر فراز اقیانوسی بی کران می خواست، آیا "زیاده خواهی" بود؟؟!!

پ.ن٢: باز هم یادم آمد این جمله را : «باز می گردی؟ / چه تمنّای محالی! / خنده ام می گیرد...»

پ.ن٣:  اصلاً چیزی که نوشتم رو قصد نداشتم... خودش اومد... 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عکس ،عشق
قلب های خوشگل تقدیم به دلهای خوشگل!!
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳٠  


کلمات کلیدی: عشق
با الهام از دفتر خاطرات "اوژنی دزیره کلاری"...
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧  
ُSOMEBODY'S ME
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤  

ببخشید دوباره (البته ٣ باره!!) این پست رو آوردم...

آخه حال و هوام بدجوری می طلبه...

(ببخشید که این رو آوردم اول!!

آخه تازه تونستم کُدش رو برای وبلاگ پیدا کنم!!)

مطلبی که گذاشتم یک ترانه از ENRIQUE IGLESIAS هست که ترجمه هم کردم که قشنگ تر بشه!!

خیلی سعی کردم چینشش مرتب بشه اما نشد!!

به هر حال امیدوارم که خوشتون بیاد چون خودم واقعاً دوست دارم!!

(پ.ن١.: توی فرجه ها بجای درس نشستم ترانه نرجمه کردم!!

و این یعنی نهایت میزان سرخوشی!!)

(پ.ن٢: انگیزه ی من برای ترجمه ی این ترانه، کسی بود که می دانم هیچگاه نمی خواندش، ولی حداقل دلخوشم به اینکه فهمید کسی بود که او را به اندازه ی تمام ستاره های آسمان دوست داشت...)


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق ،enrique iglesias
Lonely Rivers...
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٦  

Oh, my love, my darling
I've hungered for your touch
Alone, lonely time

And time goes by so slowly
And time can do so much
Are you still mine

I need your love
I need your love
God, speed your love to me

Lonely rivers flow to the sea to the sea
To the open arms of the sea

 

Lonely river sigh, wait for me, wait for me
I'll be coming home

Wait for me
Oh, my love, my darling
I've hungered, hungered for your touch
Oh, my, lonely time

And time goes by so slowly and time can do so much
Are you still mine,

I need your love I need your
love,

God speed your love to me

Song title: Unchained melody

Artist: The Righteous Brothers


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
کویر
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٠  

پیش نوشت: تقدیم به آن که زندگی  بخشید...

آن که تنها و زیباترین انگیزه است...

و خواهد بود...

(خدا را چه دیدی؟!! شاید روزی او هم ... بخواند!!)

 

 

تو که جونه منی, عمر منی
کویرمو انگار که بارونه منی


تو درمونه دله دیونمی
مرحم و آرامش این روح و تنی


هر که هستی, هر چه هستی
تو تمومه عشق این, دیده ی گریون منی
خوش نشستی خوش نشستی
توی قلبم, تویی که مرحم و درمونه منی


با همون نگاه اول من دل و دینمو باختم
توی خواب و توی رؤیا کعبه ی عشقمو ساختم

تویی نبض خوبه تکرار
تو طبیبی واسه بیمار
تویی مهتاب شبه من
مهتاب از قشنگی تو شده شرمسار


با نگاه مثله ماهت
غصه های جون پناهت
دلمو از من گرفتی
نمیدونی چه قشنگ بود اشتباهت

 

 

ترانه سرا: ژاکلین


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
عروسک شکسته...
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸  

عروسک جون فدات شم
تو هم قلبت شکسته
که صد تا شبنم اشک
توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم
یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت
توی چشمام گذاشتن
چه تهمتها شنیدیم
چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی
چه حسرتها کشیدیم


عروسک جون زمونه
منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت
برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته
مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو
زغم ویرون ببینه

عروسک جون نگام کن
چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم
که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم
تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست
در گلخونه بسته

دلم میخواد یه روزی بعد سالها
پرستوی سعادت رو ببینی
نمیخوام بیش از این تو صورت من
نشون یأس و وحشت رو ببینی
دلم میخواد یه روزی فارغ از غم
تبسم روی لبهامون بشینه
شاید اون روز دوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون تو سینه

 

» شاعر : ایرج رزمجو
» خواننده : هایده
» آلبوم : بزن تار
» آهنگ : عروسک

 


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
بردی از یادم....
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧  

این شعر تقدیمی به "فاطمه جیگر" نازنینمه!!

بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آنهمه پیمان . که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

کی آیی به برم . ای شمع سحرم
در بزمم نفسی . بنشین تاج سرم . تا از جان گذرم

پا به سرم نه . جان به تنم ده
چون به سر آمد . عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبار غم . زآنکه من در دیار غم
گشته ام غمگسار غم

امید اهل وفا تویی . رفته راه خطا تویی
آفت جان ما تویی

بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
Si tu savais combien je t'aime
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥  

با اجازه از صبا خانوم نازنین!!

(http://yassmin.persianblog.ir/)

اگر میدونستی چقدر دوستت دارم

تو میفهمیدی که 


بدون تو ،تمام روزهایم بی رنگ هستند

بدون تو ،دیگه هرگز شادی وجود نداره

اگر تو میدونستی

غم و غصه من  وقتی است

 که تو دور از منی

و عشق از هیچی به اندازه شنیدن

صدای تو به وجد نمی آید

آرزوهای زیادی مرا به رویا می برند

و لبخند توست  که به من 

اجازه امیدوار شدن میده

عشق بزرگی که مرا دیوانه و خمار کرده

مردن از  لذت  

 نوازش کردن تو

...
در اعماق چشمها مرا نگاه کن
نمی بینی که آنها غمگین و ناراحتند (بدبختند)!
 

کافیه که تو برای من باشی
چه خوشبختیه در قلبم که این  اتفاق بیفته


اگه تو میدونستی که چقدر دوستت دارم

چه خوبه که عاشق باشیم

برا ی اینکه زندگی دیگه این طور نخواهد بود

وقتی که ما بتوانیم  با هم زندگی کنیم


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
آتش....
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  

تو دلم آتیشه بگو برمیگردی

با نگات آخه منو عاشقم کردی

زیر بارون بی تو

برای تو میخونم

تا ابد تا زنده ام

واسه تو می مونم


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عشق تخم مرغی!!!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  


کلمات کلیدی: عشق
آتش عشق...
ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳  

......... عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد...........

 


کلمات کلیدی: عشق
خزعولات!!
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  

آه که دیگر دل تاب پریشانی ندارد...

ندانم چه کنم از دست این دل

اگر از سینه بیرونش درآرم ؟..

ترسم  که بازگردد و باز دیوانه ام کند...

................................................................

تصور میکند برای اویی

آنقدر خواهد ماند

تا تو را را از آن خود کند

او می تواند

چون ایمان دارد

چون دلش جز تو کسی را  به بارگاه راه نمی دهد...

این توّهم نیست

تو مال اویی

چه بخواهی و چه ...

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عکس عاشقانه....
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  

 

 

 


کلمات کلیدی: عشق
نرو....
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
برکه ی شب...
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  

به توحسادت میکنم به وسعت نگاه تو

به ماه که توبرکه ی شب

نشسته چشم براه تو


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
Paul Éluard
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥  

(اگر سریال "مدار صفر درجه" رو دیده باشید، فکر کنم این از جمله اشعاری بود که شخصیت های اول سریال می خوندند...

ولی خیلی مناسب جوّ سریال بود...

امیدوارم لذت ببرید)

دوستت دارم

Je t'aime pour toutes les femmes que je n'ai pas connues
Je t'aime pour tous les temps où je n'ai pas vécu
Pour l'odeur du grand large et l'odeur du pain chaud
Pour la neige qui fond pour les premières fleurs
Pour les animaux purs que l'homme n'effraie pas
Je t'aime pour aimer
Je t'aime pour toutes les femmes que je n'aime pas

Qui me reflète sinon toi-même je me vois si peu
Sans toi je ne vois rien qu'une étendue déserte
Entre autrefois et aujourd'hui
Il y a eu toutes ces morts que j'ai franchies sur de la paille
Je n'ai pas pu percer le mur de mon miroir
Il m'a fallu apprendre mot par mot la vie
Comme on oublie

Je t'aime pour ta sagesse qui n'est pas la mienne
Pour la santé
Je t'aime contre tout ce qui n'est qu'illusion
Pour ce coeur immortel que je ne détiens pas
Tu crois être le doute et tu n'es que raison
Tu es le grand soleil qui me monte à la tête
Quand je suis sûr de moi.
Paul Éluard 1950 Ce poème provient du recueil intitulé "Le Phénix"

تو را بجای همه بانوانی که نشناخته ام دوست دارم
تو بجای تمام دورانی که نزیسته ام دوست دارم
به خاطر بوی ساحل بلند، به خاطر بوی گرم نان
به خاطر برفی که آب می شود، به خاطر نخستین گلها
به خاطر حیوانات پاکی که انسان از آنها نمی ترسد
تورا برای دوست داشتن دوست دارم !
تو را بجای همه زنانی که دوست ندارم، دوست دارم
آری، جز تو کیست که که مرا جلوه کند؟
من خویش را بس کوچک می بینم،
چیزی نمی بینم جز صحرایی گسترده
میان گذشته و امروز
چه بسا مردگان بودند که من بر چمنزار گذر کردم
من نتوانسم بر دیوار آینه ام رخنه کنم
می بایست زندگی را واژه واژه می آموختم
و چه آسان فراموش می شود
تو را دوست دارم بخاطر داناییت که از آن من نیست
بخاطر سلامتی
تو را دوست دارم درمقابل هرچه که توهم نیست!
بخاطر این دل ابدی ؛ که مال من نیست
می پنداری که در تردیدی و سراپا خردی
تو آن خورشید بزرگی که مرا مدهوش می کند
آن دم که به خود یقین دارم.

لایق
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱  

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
چشم و دل...
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٥  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
کنج دل
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
دل دیوانه
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  

با تو رفتم

بی تو باز آمدم

از عشق تو

دل دیوانه

...........


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
خستگی آیا...؟!
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  

از دیروز به دلش اومد که دیگه روسری رو به کل  - اعم از رنگی و مشکی - کنار بذاره و فقط مقنعه ی مشکی سر کنه.           فقط...

امروز "سحر" بهش گفت: چی شده؟! حالت خوبه؟!

تو دیگه اون "دختر شاه پریون" قبلی نیستی!

اونم گفت: این حالت عادیِ منه!

تصمیم گرفتم دختر خوبی بشم!!

اما "سحر" اصرار کرد که:  چی شده؟

- هیچی. فقط دیگه انگیزه ای ندارم.

- - یعنی تاحالا واسه اون...؟

- آره، اون همه ی شور و هیجان و شادی و ... بود.

اما حالا...

تازه،بقیه ها هم می گفتن:

چته؟! چرا ناله ای؟!!

و او هم خستگی را بهانه می کرد

اما...


کلمات کلیدی: داستان ،عشق
تو نخواهی رفت از دلم....هرگز...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
حاحت دل
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  

حضرت معصومه(س) منو دعوت کرده

البته جمکران هم میرم!!

باورم نمیشه که انقدر یه دفعه ای قسمتم شده

اونم با این وضعیت روحی و روانی من!!

می خوام ازش بخوام "عسل" رو بهم بده...

بنظر شما خیلی پر رو هستم؟!!!

خدایا!!!!!!!!

می خوام با تمام وجودم ازت بخوام

که اگه مصلحته، "دختر شاه پریون" رو به عسلش برسوووووووووون

(یعنی میشه منم به حاجت دلم برسم؟؟؟؟؟!!!!)


کلمات کلیدی: داستان ،عشق
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عشق من خواهی ماند برای همیشه...
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
طلسم جادوگر
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸  

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
رؤیای شیرین
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸  
کلمات کلیدی: عشق ،داستان
وقایع اتفاقیه و "پری ناز بینوا"!!
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸  

شاه پریان، که به دنبال تصادف اتومبیل خود (که آن را چند روزی روانه ی تعمیرگاه کرد!!) از اتومبیل دختر شاه پریان استفاده می کرد، لطف نموده و باک بنزین را پر ننموده تا دخترک بیچاره امروز مقداری پول پیاده شود  و با "کالسکه ی مخصوص قصر" روانه ی "مکتب خانه ی سلطنتی" شود!!!

در نتیجه ی این امر، دخترک هم  ملکه را مطلع نموده،شب به فصر بازنگشت و در منزل دوستی که هم جوار "مکتب خانه ی سلطنتی" است، شب را بیتوته کرد.

صبح در حالیکه ساعت 8 کلاس داشتند، با خیالی آسوده 7:50 دقیقه مشغول خوردن صبحانه بودند که ناگاه "شهین" زنگ زد و گفت:

چه نشسته ای که "عسل"(یا همان معشوق پر ناز!!) آمده به مکتب!!!

خلاصه آنها با تمام عجله ای که پری(مختصر "دختر شاه پریون") داشت، همان ساعت 8 به مکتب رسیدند در حالیکه استاد آمده بود و فرصت چشم چرانی نبود (!!!)، نیم نگاهی به "عسل" که جلوی کلاس ایستاده بود، افکند  و وارد کلاس شد!!!

 در طول روز باز هم رؤیت شد و پری دید که امروز چقدر "آقا" شده بود!

با آن کت چرمین کرم رنگ و آن تی شرت سفید و شلوار لی سایه روشن!!

و آن موهایی که همیشه از زیبایی برق می زنند و

آن چشمانی که دیگر ....

(به قول خواجه ی حافظ:

مرا چشمی است خون افشان ز ِ دست آن کمان ابرو/جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو)

خلاصه "فریده" که به سالن مطالعه رفته بود زنگ زد و گفت: کجایید؟! بیایید اینجا که آدم های خیلی خوبی دارند درس می خوانند!!

 همه ی "سیاسیّون" و "حقوقدانان" اینجا هستند!!!

و بدین ترتیب کاشف به عمل آمد که از آن "یکشنبه ی ..." به بعد، "معشوق پر ناز"  اغلب، ساعات بین کلاس ها را به سالن مطالعه می آید تا در راهرو نباشد و ...

...

شب در حالیکه به "جیگر ناصرالدین شاه" پیامک واصل می شد، پری از او پرسید:

- جدا از شوخی، فکر می کنی دیگر به من فکر می کند یا ...؟!

و او نیز پاسخی بسیار کوتاه و  زیبا داد که حتی اگر واقعیت نداشت، ولی دل "پری ناز بینوا"  را بسی شاد نمود!!

و آن پاسخ این بود: آخی! معلومه که فکر می کنه...

و این چنین بود که "دختر شاه پریون" .....


کلمات کلیدی: داستان ،عشق ،طنز
"جنی" و "حق حبس" و .... عشق!!!
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧  

هفته ی پیش "جنّی"  ، جزوه ی آیین دادرسی مدنی "جیگر ناصرالدین شاه"  رو ازش گرفت

و قرار شد چهارشنبه براش بیاره!!

خوب، چهارشنبه که "جیگر..." دانشگاه نرفت

(اصلاً فکر نکنید که به خاطر 13 آبان و خظرات ناشی از آن بوده!!!  )

خلاصه دیروز گفتیم  جزوه رو میده،

 اومد جلو باهاش سلام علیک  کرد ولی.....نداد!

امروز همش جلوی کلاسشون رژه میرفت  ،

طوری که فکر کردم منتظره کلاس که تموم شد ببره بهش بده...

پس به "جیگر..." گفتم برو بیرون که "جنّی" منتظرته!!!

.... اما لحظاتی بعد، "جیگر..." زنگ زد که : ...نداد... !!!

خلاصه ، ما هم بنا بر این گذاشتیم که جناب "جنّی" خان،

می خواهند از "حق حبس" استفاده کنند و

می گن : تا "بله" رو نگیرم، جزوه رو نمی دم!!!

چندتای دیگمون هم گفتن:

نه، احتمالاً جزوه قاب کرده زده به دیوار اتاق خوابگاه

 و خلاصه هر روز به یاد "جیگر..." نیگاش می کنه و ... !!!

 

پی نوشت: "جنّی" امروز به دنبال ملقّب شدن یکی از ورودی ها به "ف َ ش ِن (fashion)

هشتاد و ششی ها، مفتخر به کسب لقب "قُلدر هشتاد و ششی ها گردید!!!!!


کلمات کلیدی: داستان ،عشق ،طنز
ماه امشب تو هم مثل من غمگینی...
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
آری دوست داشتن از عشق برتر است
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

 


جواب خوشگل "حضرت حافظ"
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  

سلام دوستای ناز و گلم!!

جون من،

این تن بمیره!!

توروخدا!!

همین یه بار!!

یه نیت خیلی خوشگل بکنید ببینید چقدر خوشگل

"حضرت حافظ" جوابتون رو می ده!!


کلمات کلیدی: عشق ،حافظ
راه بی برگشت...
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳  

گم شدم توی نگاهت

راه برگشتی ندارم

می خوام این بار زندگیم رو

پای عشق تو بذارم...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
شباهت به...!!!
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  
بی تو ... آه از دل ساده ام...
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  

اینا همه وصف حال و روز "دختر شاه پریون " اند.

امیدوارم به دل شما "مهمون های قصر کوچیک" هم بشینه...

 

 


کلمات کلیدی: عشق
دوست داشتن برتر از عشق است... چرا؟؟!
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  

امروز بیش تر از همیشه دیدش

(البته منظور از زمان "بی خیال شدن "او" " تا حالا هست!!!)

خیلی جالب بود...

واقعاً احساس آدما چیه؟!!

نمی دونه چرا همه بهش میگن :

- این یه حس الکیه مثل بقیه ی حس ها

- تو خیلی زود و ساده عاشق می شی

- تعداد عاشق شدن هاتم زیاده و فصلی!!

....

ولی اون به هیچ کدوم این حرفا توجهی نمی کنه

... نه ، اشتباه نکنید،

اون یه عاشق نیست که عشق کور و کرش کرده باشه...

....

بلکه اون به تازگی یه چیزی فهمیده...

اونم اینه که:

برای اولین بار(و شاید به جرأت بشه گفت ، آخرین بار)

اون فهمیده که عاشق نیست...

بلکه "او" رو با تمام وجودش "دوست داره"!!!

بله... همونی که "دکتر شریعتی" گفت: دوست داشتن برتر از عشق است

و توی کتاب "کویر" کلی از فرق های "عشق" و "دوست داشتن" رو

به زیبایی هر چه تمام تر ،گفته...

....

اون فهمید که "او" رو دوست داره...

اون فهمید که حس "دوست داشتن" تمام وجودش رو پر کرده...

از کجا فهمید؟!

از اونجایی که "عشق" واقعاً زودگذره

یا به قول شاعر: از دل برود هز آنکه از دیده برفت

از اونجایی که "عشق" یه عادته

عادتی که شاید اولش  ترکش سخت باشه

اما چون "عادت"ه ، میشه ترکش کرد

حتی با تلقین کردن!

خلاصه اینا هزار و یک دلیل بر اینه که

"اون عاشق نیست"

بلکه "او" رو دوست داره

با تمام وجود

و با وجود تمام اتفاق هایی که افتاد،

از این حس زیبای دوست داشتن "لذت می بره"

از اعماق وجود....

و

.....

"امید به وصال داره"

...

باز هم از تهِ تهِ دل!!


کلمات کلیدی: داستان ،عشق
شوخی با غزلی از شیخ شیراز, حضرت حافظ
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳  

با پوزش فراوان از حضرت اجل،حافظ شیرازی

(متن اصلی این غزل فوق العاده در "ادامه مطلب")

امروز یه هو  این "بازی با کلمات" به ذهنمون اومد!!

امیدوارم شما هم عمقی بخونید

هم لذت ببرید!!

........................................................................

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و ... نرفت

روی مه پیکر او سیر ندیدم و ........ نرفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

بار را بر نَبِبَست و به گردش نرسیدیم و ... نرفت

....

عشوه می داد که از کوی ارادت .... بروم

دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و ... نرفت

شد چمان در چمن حُسن و لطافت لیکن

در گلستان وصالش نچمیدیم و ... نرفت

همچو "دختِ شَهِ پریان" (!!) همه شب ناله و زاری کردیم

کای دریغا به وداعش نرسیدیم و ... نرفت 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق ،طنز
اشک دل
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱  

 

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
اشک و چاه
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱  

دوست داشتم تا در این اعماق شب

در این اعماق تاریکی

چاهی داشتم تا سر در آن فرو می بردم

اما هیچ گاه دیگر

سرم را بیرون نمی آوردم

 

دوست داشتم تا ابد ابد

سرم را در آن چاه نگه می داشتم

 

آنقدر می گریستم

آنقدر که چاه پر می شد

.... سر ریز

آنقدر که دیگر اشکی برای ریختن نبود...

آنگاه ...

آنگاه شاید دیگر پایان من بود

و پایان چاه...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
یبان احساس ، اشتباه یا...؟!
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠  
کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
عشق
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥  

این متن رو دوست خیلی خیلی جیگر و نازنینم "فاطمه جیگر" توی نظرات نوشته بود،

چون خیلی قشنگ بود، دلم نیومد نذارم تا همه بخونن!

عشق:


عشق چشمک زدن ستارگان است به خیرگی سیاره ها
عشق از دست دادن گوش است به بهای همه چشم بودن
دست و پای عشق بی دست وپایی است  
وعشق را از ابر بیاموز که با تازیانه های رعد نیز همچنان بر معشوق میگرید


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
لرزش دل تا به کی؟!!
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢  

داشتند می رفتند سر کلاس آخر، که کلاس های ساعت قبل تعطیل شدند و ...

به قول شاعر: در وا شد و گل اومد/ سوسن و سنبل اومد.!!!

(خُل شدم، چرا هیچ کس نمی خواد باور کنه؟!!!)

خلاصه پیرهن مردونه ی آستین کوتاه سفیدشو پوشیده بود،

همینجور داشتند با دوستش رد می شدند و می خندیدند

که او احساس کرد چون از کنارش رد می شه ،

نباید بخنده و باید سنگین باشه!

(هه! زهی خیال باطل! انگار اون ناراحتی یا خوشحالی اونو می فهمه یا براش فرقی داره!

یعنی واقعاً نمی فهمه؟!! واقعاً براش فرقی نداره؟؟؟؟؟

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  )

خلاصه اصلاً نگاهش نکرد ....

ولی همون یه آنی که دیدش، دلش بدجوری لرزید...

خدایا آیا این لرزش پایان می یابد

یا باید به آن پایان دهد

یا ... 


کلمات کلیدی: داستان ،عشق
حال من دست خودم نیست...
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱  

نمی دونم چرا یه هو احساس کردم چقدر تیپش شبیه بهزاد ِ(منظورم شاهرخ استخری توی "دلنوازان" هست)

یه هو دلم خیلی هواشو کرد!

اون لحظه ای توی ذهنم مجسم شد که گفت: "من گزینه ی مناسبی برای شما نیست"

...

نمی دونم چرا یه لحظه با فکر کردن به اون لحظه، یجوری شدم، یه حس عجیب،....

....

هه! حالا چرا از بین همه ، این دیالوگ تو ذهنم اومد؟!!

وای خدا، کمکم کن،

چرا هنوز نتونستم به این باور برسم که...

 

نمی دونم خدا جون، هنوز حالت "خوف و رجاء" ام رو حفظ کنم یا نه؟!

نمی دونم آیا اونم بعد از گذشت تقریباً 2 هفته...

نمی دونم، ولی فکر کردن به اون روز و تمام روزهایی که احساس می کنم داره با اعماق وجودش بهم انرژی مثبت منتقل می کنه، هنوزم بهم حس قشنگی میده، یه حس مقدس...

هنوزم با دیدنش ، با یادآوریش، ته دلم که چه عرض کنم، تمام وجودم می لرزه!

ای کاش می دونستم که آیا اونم الآن و همه ی لحظه هایی که من فکر می کنم، فکر می کنه یا نه.

راستش باورش حیلی سخته که همه ی اون حس ها ، پوچ و توخالی یا فقط به دنبال یه سوء تفاهم بوده...

اما من همچنان صبرکنان و نازکشان خواهم ماند...

همچنان... 

به قول شاعر:

...

 

نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

 

 

 

 


کلمات کلیدی: داستان ،عشق ،شاهرخ استخری
75 درصد از جوانان بدون اینترنت می میرند
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥  

ارزیابی جدید موسسه YouthNet نشان می دهد حدود 75 درصد از کاربران جوان اینترنت نمی توانند بدون وجود این فضای مجازی زندگی کنند.

 


کلمات کلیدی: علمی ،عشق
بهشت من
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  


کلمات کلیدی: عشق
بغض...
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  


کلمات کلیدی: عشق
امید...
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  

سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره گریه ام می گیره


بذار رو سینه ام سرت رو چشم های خیسو ترت رو
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنت رو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره


وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
دل زار
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۳  

عاشقم من

عاشقی دیوانه ام

کس ندارد

خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
کاش...
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢  


کلمات کلیدی: عشق
چه شده است دل را؟!
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢  

چندت گفتم که دیده بر دوز ای دل

در راه بلا فتنه میندوز ای دل

اکنون که شدی عاشق و بد روز ای دل

تن در ده و جان کن و جگر سوز ای دل 


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
بمان در دلم...
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢  

یکی که به دل نشست، نشست،

حتی اگر نخواهدت،

نفس کشیدنش بس است...


کلمات کلیدی: شعر و جمله های قشنگ ،عشق
با تو...
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩  


کلمات کلیدی: عشق
سنت شکنی...**
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩  
کلمات کلیدی: داستان ،عشق ،بلاگفا
دانلود آهنگ فوق العاده ی دل نوازان(و متن شعر)
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥  

http://www.irhits3.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1342&mode=thread&order=0&thold=0

 

گرچه سریال رو نمی بینم ولی ترانه رو حیلی دوست دارم...

خیلی "غم انگیزه"...

حال من دست خودم نیست
دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی‌ گرفته
که می‌خوام براش بمیرم
باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی
باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن
پای دنیای تو موندم
مثل عاشق های عالم
تا منو ببخشی آخر
تا دلت بسوزه کم کم
مثل آینه روبرومه
حس با تو بودن من
دارم از دست تو میرم
عاشقی کن منو نشکن
منو نشکن ...
باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی
باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن


کلمات کلیدی: ترانه ،عشق
نامرد، دلم برات تنگ شده...
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٩  


کلمات کلیدی: حافظ ،عشق
جاودان پادشاه ملک سبز دل...
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳  

در باور من هنگامی که عشق به بار می نشیند،

تو آغاز می شوی.

تو آغاز می شود و مرا پایان می بخشی.

تو آغاز می شوی و عشق آغاز می شود.

تو آغاز می شوی و تنهایی، ریشه کن.

تو می مانی و عشق و جاودانگی

و مرز بوسه های پایان ناپذیر امیدواری.

من تو را با هزار امید و عشق و آرزو می بوسم

و ناگهان به پری دریایی مبدّل می شوم.

من تو را می بوسم

و تو جاودان پادشاه مُلکِ سبزِ دلم می شوی.

 

 

 


کلمات کلیدی: عشق ،شعر و جمله های قشنگ
عشق
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٧  

عشق همیشه نافرجام است برای درخت ها!

به آسمان هم که برسند، به همدیگر نمی رسند؛

تبر ها مگر کاری کنند...!


کلمات کلیدی: عشق ،شعر و جمله های قشنگ