پرواز بارانی ِ دریا...

می خواهم بنویسم

بسیار تشنه ی نوشتنم

اما نمی شود

"نمی خواهد"

چه کسی؟؟!!

« ن ِ م ی / د ا ن َ م»‌؟؟!!

کجاست آن که همه ی توان نوشتنم بود؟

کجاست آنکه قلم  فقط به شوق او می چرخید و خود را «غرق در جوهر» می کرد؟؟

رفت ، یا خود «ر ا ن د َ م َ ش»؟؟!!

نمی خواستم، اما شد...

او رانده شد و دیگر از برایم نخواهد بود

او رفت و «قلم»‌را نیز با خود بُرد...

.............................................................................

بازگرد! این بار دیگر به سویت نخواهم آمد...

قول می دهم فقط به دیدن «چشم» هایت قانع باشم...

قول می دهم جز «چشم» هایت ، چیز دگر نَخواهم...

قول می دهم تا همه چیز را به خدا سپارم

قول می دهم وقتی می گویم : خدایا ،‌خودت آنطور که صلاح میدانی کن،

خودم زودتر از «خدا» اقدام نکنم و جلو نَدَوَم و مانع «خدا» نشوم...

قول می دهم

فقط «پاک کنی» به من بدهید تا همه ی آنچه نباید میشد ،‌اما شد،‌را پاک کنم...

قول می دهم...

فقط بازگرد ...

من بی تو....؟؟!!

........................................................................................

پ.ن١: پرواز، زیر باران، بر فراز اقیانوسی بی کران می خواست، آیا "زیاده خواهی" بود؟؟!!

پ.ن٢: باز هم یادم آمد این جمله را : «باز می گردی؟ / چه تمنّای محالی! / خنده ام می گیرد...»

پ.ن٣:  اصلاً چیزی که نوشتم رو قصد نداشتم... خودش اومد... 

/ 10 نظر / 4 بازدید
یلدا

سلام نوشتن بهترین راه خالی شدن از احساسات است و ارامش یافتن ایمیلت را نگاه کن نازنین من

جیگر ناصر

سلام عزیزم خیلی با احساس و زیبا بود[ماچ][قلب]

پا به پا

بعضی وقتا نوشته ها خودشون میان.[لبخند] زیبا بود...

ختم قرآن - قرباني

با عرض سلام و خسته نباشيد . جزء 7 از يازدهمين ختم قرآن به اسم مبارک شما ثبت شد

شهرزاد

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی/ولی با منت و خاری پی شبنم نمی گردم شرمنده به خاطر تاخیر.آپم[گل][گل]

جالب بود[دست]

مهتاب

خییییییییییییییییلی خوگشل بود![ماچ]

raha

baz miiiiiiiiigaaaaaaaaaaaaardiiiiiiiiiii?????????[گل][گل][سوال]