رمضان کریم

گفت: بذار یک کم فکر کنم ببینیم توی این 5 روز چیکارا کردم، اون کارایی که تو ماه های دیگه می گفتم بذار ماه رمضان برسه، حتماً فلان کارو می کنم.

اونا رو انجام دادم،  حداقل به اندازه ی 5 روز عبادت کردم؟ توشه جمع کردم؟ مگه 5 روز مهمون خدا نبودم؟ مهمون خوبی بودم؟ قدر میزبان رو دونستم؟

دخترک ماه مبارک رو توی ذهن خودش اینطور تصور کرد:

یه باغبانی هر سال یک ماه، به همه ی آدما(خوب،بد،پیر،جوان) اجازه میده که بیایند و هرچی که می خوان از این باغ لذت ببرن و استفاده کنن. درضمن بردن هم حلاله!!

نه بعد دوباره فکر کرد که این تشبیه درست و کاملی نیست. چون میزبان ماه مبارک توشه ی رایگان آخرت در اختیار بنده ها میذاره. میگه هر کی هستی،هرجوری هستی،بیا... قبولت دارم.قدمت رو چشم.

البته همیشه همه جوره قبولت دارم، ولی این ماه خیلی بیشتر و بدون هیچ قید و شرطی.

تازه میزبان این ماه، میگه اگه بخوای و نشون بدی که می خوای، توی این ماه جسم و روح تو رو پاک پاک می کنم. انگار که دوباره متولد شدی!

آهان؛ دخترک یه هو از هیجان یک جیغ کوتاهی کشید  و گفت: این ماه، ماه طهارت و پاکیه. خدای مهربونم یک فرصت دوباره(و بلکه چند باره)بهم میده تا خودم رو از زشتی های این دنیای فانی پاک کنم.

تا بالهایم سبک و زیبا بشه و خیلی راحت پرواز کنم به طرف میزبانی که اینقدر مهربون و توانا هست...

اما اون یک دختر کوچولو بود، پاک و معصوم...

ولی یادمون باشه که ما هم می تونیم اگه بخوایم توی این ماه-رمضان کریم- بال هامونو سبک کنیم و شاد و پرانرژی ادامه بدیم تا رمضان آینده(اگر زنده بودیم...)

اگه وقت سحر و افطار یا وقت مناجات با خدای کریم ، دلمون لرزید و قطره ای اشک به چشمامون اومد و احساس سبکی و آسودگی کردیم...

دیگرانی که چشم انتظار دعامون هستن رو فراموش نکنیم

یا علی

/ 6 نظر / 5 بازدید
علی

سلام ممنون از نظر لطفی که دارید راستی کاش فونتهای درشت تری انتخاب می کردید. خوندن مطالب وبلاگتون سخته

عبد رو سیاه

5 روز گذشت مثل باد.تا چشم به هم بزنیم ماه رمضون هم رفته. تو به امام رضا دعام کنید. بد جوری ریختم به هم

شازده کوچولو

کاش باز هم مثل کودکیهایم رمضان را درک می کردم حیف که بزرگ شده ام حیف التماس دعا

لبخندایرانی

دوست داريم در روز ششم وي‍‍ژه نامه ي وبلاگ خود در خدمت شما باشيم،پس منتظر شما مي مانيم. گروه وبلاگ نويسي لبخند ايراني