گفت‌وگو با براد پیت درباره همه چیز

دو دنیای متفاوت
قطعاً سبک زندگی نامتعارف جولی و حرف و حدیث‌هایی که درباره گذشته و زندگی شخصی او وجود دارد، با شروع زندگی پیت یک دنیا متفاوت است. پیت همراه برادرش داگ و خواهرش جولی در ایالت میزوری و در محیطی امن و خانواده‌ای جنوبی از طبقه متوسط بزرگ شد. مادرش جین مشاور یک دبیرستان و پدرش ویلیام مدیر یک شرکت تولید ماشین‌های باری بود.

تصویر یک آدم عادی که دوست دارد وقت خود را با رفقایش بگذراند، همچنان بیشتر به پیت می‌آید تا کسی که زنی زیبا را در ماموریت‌های سازمانی و از کشوری به کشور دیگر (پاکستان، هائیتی، سومالی و بسیاری کشورهای دیگر) همراهی می‌کند.

انگار این زوج همیشه در حال حرکت هستند. آنها در کالیفرنیا، جنوب فرانسه، نیوارئانز و ظاهراً در کامبوج - جایی که جولی سرپرستی بزرگ‌ترین پسر خود مادوکس را به عهده گرفت - خانه دارند. هر وقت صحبت کار می‌شود این دو بازمی‌گردند و وقتی یکی از آنها سر صحنه است، دیگری در خانه می‌ماند و از بچه‌ها مراقبت می‌کند. به این ترتیب می‌توان گفت پیت و جولی اغلب در دو شهر مختلف هستند، برلین برای بازی در «لعنتی‌های بی‌آبرو» و نیویورک برای بازی در «سالت» تریلر جدید جولی.

پیت ادعا می‌کند او و جولی هیچ یک از این حرف‌های خاله‌زنکی را نمی‌خوانند، اما به این نکته اشاره می‌کند که وقتی بچه‌ها - مادوکس هفت ساله، پکس پنج ساله، زهرا چهار ساله، شیلو سه ساله و دوقلوهای یکساله - عکس مامان و بابا را در مجله‌ها می‌بینند، باید برایشان توضیح دهند که والدین آنها کمی با بقیه متفاوت هستند.

«ما همچنان درباره این مسئله که چه طور کار خودمان را برای آنها توضیح بدهیم، مذاکره می‌کنیم.»

پیت برای رسیدن به جایگاه فعلی خود راهی طولانی را از دبیرستان کیکاپو در اسپرینگفیلد میزوری طی کرد، جایی که بیشتر وقت او به گلف، تنیس و شنا می‌گذشت. او پیش از رسیدن به شهرت، مدتی راننده بود، یخچال حمل می‌کرد و حتی برای تبلیغ یک رستوران غذاهای حاضری لباسی به شکل یک مرغ بزرگ به تن می‌کرد.


همکاری با تارانتینو در «لعنتی‌های بی‌آبرو»
پیت در «لعنتی‌های بی‌آبرو» که از 19 اوت در سینماهای جهان به پرده می‌رود، نقش ستوان آلدو رین را بازی می‌کند. رین یک دهاتی سرسخت اهل کوه‌های اسموکی در ایالت تنسی است که در جنگ جهانی دوم رهبری یک گروه ویژه از سربازان آمریکایی - یهودی را برای مقابله با نازی‌ها به عهده می‌گیرد.

او درباره بازی در این فیلم می‌گوید: «وقتی در فیلمی از تارانتینو بازی می‌کنید، همه چیز از قبل تعیین شده و مشخص است، اما درباره فیلم‌های دیگر، باید فکر کنم.»

بهترین کار این است که اجازه بدهیم خود فیلم‌ها قضاوت کنند. پیت فیلم‌هایی چون «رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد» و «تروا» در کارنامه دارد که در آنها دوست‌داشتنی بودن او به بهترین شکل ترسیم شده، اما بسیاری از فیلم‌ها نظیر «باشگاه مشت‌زنی»، «قتل جسی جیمز» و البته «لعنتی‌های بی‌آبرو» هم هست که ثابت می‌کنند پیت بازیگری تواناست.

از پیت درباره پروژه‌های غیر‌سینمایی‌اش سؤال می‌کنم. هرچند کمی با انگیزه بیشتر پاسخ می‌دهد، اما حرف‌هایش یک جورهایی بی‌سر و ته به نظر می‌رسد. پیت نه دانش و نه پیچیدگی سیاسی دوست بازیگرش جورج کلونی را ندارد. او یاد گرفته دنیای شهرت با تمام تیره‌گی‌هایش حسن‌هایی هم دارد، از همه مهم‌تر اینکه به تو قدرت انجام کارهای خوب را می‌دهد.

وقتی پارسال عکس‌های ناکس و ویوین تازه به دنیا آمده به قیمت خیره‌کننده 14 میلیون دلار به فروش رسید، پیت و جولی از آن پول بهترین استفاده را کردند. آنها از طریق بنیاد جولی - پیت، یک میلیون دلار به آوارگان پاکستانی کمک کردند و یک میلیون دلار هم به یک مرکز پزشکی اطفال. آنها به برنامه‌های امدادی در چاد و دارفور، پزشکان بدون مرز و خیلی جاهای دیگر هم کمک کردند. آنها مدت‌ها پیش از به دنیا آمدن بچه‌ها، در سال 2006 نیز در یک مراسم خیریه هشت میلیون دلار کمک کردند.



هرچند خود پیت بسیار خاکی به نظر می‌رسد، اما عموماً در نقش‌های نامتعارف ظاهر شده است. او با بازی در نقش یک جوان سرگردان در «تلما و لوئیز» به کارگردانی ریدلی اسکات به شهرت رسید. کارنامه پیت سرشار از انتخاب‌های جالب است - یک معتاد در «رومانس واقعی»، پسر دیوانه یک دانشمند در «دوازده میمون» - و حتی وقتی به سراغ جریان روز می‌رود کارگردانانی عجیب و غریب‌تر مانند برادران کوئن (پس از خواندن بسوزان) و تیره‌تر مانند دیوید فینچر ( «هفت» و «مورد عجیب بنجامین باتن») را انتخاب می‌کند. پروژه بعدی او «درخت زندگی» به کارگردانی ترنس مالیک فیلمساز کم‌کار و گوشه‌گیر است.

او می‌گوید: «گوش کن، از زیاده‌روی بدم نمی‌آید و همیشه دنبال حوزه‌های دیگر و حرکت در مسیرهای متفاوت هستم.»


منبع : http://www.khabaronline.ir/news-13989.aspx

/ 0 نظر / 5 بازدید