خدایا ...

وقتی دردت یکی دو تا نیست،

می خواهی از "این" بنویسی،

اما وجود "آن" آنقدر آزارت میدهد که "این" را به کل فراموش می کنی...

.......................................................................

پ.ن: امشب برای اولین بار، با تمام وجود، این عبارت رو که "تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد" ، حس کردم...

فقط "دعا" کنید...

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاهره

چی بگم!!!!!!!!انشا الله هرچی مصلحت همون بشه.

مژده

برات دعا می کنم دختر شاه پریون عزیز[گل] امیدوارم به آرامش برسی

نلی

تلقین نیست واقعیت زندگی من تلخه نمی تونم اونجوری که دلم می خواد زندگی کنم

خورشید بانو

سلام گلم الان که این پستت رو خوندم بیشتر از یک سال گذشته و حتما نتیجه اون لرزش ها مشخص شده....بهش رسیدی یا نه؟ خواهش میکنم اگه کامنت منو خوندی بیا جواب سوال منو بده...عاجزانه خواهش میکنم.... منتظرتما بیا قربونت برم هادی

عسل

سلام خوبی ما همدردیم من ایمیل یا وب ندارم که برام نظر بزاری اما ممنون میشم زیر نظرم برام یادداشت بزاری هرروز همین موقع میام میخونمش دار بزن خاطرات کسی را که تو را دور زده........ حیف از خودت نیاد که برای داشتنش التماس میکنی؟ الان شاید بایکی دیگس یا بفکرتم نیست قبول دارم دوست داشتن ودل کندن سخته اما هیچ وقت خودتا کوچیک نکن........باید بهش ثابت کنی اینکه هربار سرش به یکی گرم باشه دلیل بر ارزشش نیست. بهش بفهمون اینقدر بی ارزشه که خیلیا هم اندازشن... واسم یاداداشت بزار دلم منم مثه مال تو گرفتس از همه دنیا

عسل

من هم با درد شما اشنام اما خودتا ببه خاطر هیچکی کوچیک نکن میشه جواب نظرما برام بزاری تا همیشه بیام وبنویسم من وب ندارم

اخی منم منم با شما همدردم[راک]

هادی

سلام با اجازه چند تا از مطالبت رو برداشتم ممنون مطالب جالبی بود استفاده کردم