"For Sale"...

سلام. اول از همه پوزش می طلبم اگر  که این چند روزه به وبلاگم اومدید و با این پیغام مواجه شدید:

        کاربر گرامی

وبلاگ مورد نظر شما پیدا نشد. شما می توانید برای ثبت این وبلاگ اقدام کنید.

 

خب دلیلش اینه که گاهی مسائلی پیش میاد که آدم حتی توی خونه ی مجازی خودشَم اجازه ی ورود نداره و مجبور میشه چون دلش نمیاد خونه رو بفروشه، هرازگاهی یه اثاث کشی ِ کوچیک راه بندازه و جابجا بشه تا بلکه یه مدت آبا از آسیاب بیفته و دوباره برگرده سر ِ جاش...

شایدم مجبور بشه چندین بار در سکوت کامل این اثاث کشی رو انجام بده.

خب ممکنه بگید چرا برای ابد اثاث کشی نمی کنه تا خیال خودشو کلاً راحت کنه؟

دلیلش...

تصور کنید که مهمان بسیار مهم و ارزشمندی رو با هزار بدبختی و به طور غیر حضوری و واسطه ای به خونتون دعوت کردید، و فقط منتظرید و امید دارید که بالاخره روزی میاد...

شاید این حماقت باشه، اما اگر ارزش این مهمون براتون خیلی زیاد باشه و تنها یک سر سوزنی امید داشته باشید به اومدنش، با وجود هر خطری که آبرو و آسایشتون رو هم خدشه دار کنه، باز هم نمی تونید خونه تون رو بفروشیدو برید، لااقل تا زمانی که بتونید آدرس جدید رو یجوری به دست اون مهمون برسونید...

بنابراین ترجیح میدید اون خونه، حتی بدون اثاثیه، و حتی با وجود تابلوی تزئینی ِ "برای فروش" ، سرجاش باقی بمونه و شما هرچند وقت یه بار اثاث کشی داشته باشید، درحالیکه همش توی دلتون دعا می کنید «خدا کُنه توی این مدتی که نبودم ، .... نیومده باشه...»

...............................................

و این بود حال این روزهای من...

و البته هزاران هزار فکر و خیال و احساس دیگر...

پ.ن1: دوباره داریم میریم سفر، آرزو دارم وقتی برگشتیم یه دل سیر بنویسمو تلافی نبودن هایم درآید...

پ.ن2: احتمالاً دوباره امشب تا صبح ِ فردا، نقل مکان دارم! ولی صبح قبل از سفر، دوباره برمیگردم همین آدرس انشاالله...

پ.ن3: برام خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی دعا کنید که بیش از همیشه محتاجم و دلتنگ...

/ 1 نظر / 4 بازدید
s

امیدت به اون بالا باشه .خیلی قشنگ بود خیلی . دلتنگ نشو شاد باش .